طبق بيان آيهء فوق كه : « خداوند دلهاى آنها را غافل كرده » ، به يقين به خاطر اعمالشان است كه نتيجهء آن مجازات الهى ؛ يعنى ، « غفلت » از ياد خداست .
معروف است كه آيهء فوق دربارهء جمعى از ثروتمندان متكبّر و خودخواه عصر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده كه به حضور حضرت رسيدند و گفتند : اى محمد ! اگر تو در صدر مجلس بنشينى و اين گونه افرادى را كه بوى بدشان مشام ما را آزار مىدهد و لباسهاى خشن و پشمينه بر تن دارند « 1 » از خود دور سازى ، مجلس تو ، مجلسى در خور اشراف و شخصيتهايى همچون ما بشود ، آن گاه ما نزد تو خواهيم آمد و از سخنانت بهره خواهيم گرفت ، ولى با وجود اين دو گروه ، ديگر جاى ما نيست ! « 2 »
ولى خداوند از درون اين گروه غافل و بى خبر آگاه بود و مىدانست كه اين گونه افراد پر ادّعا و بىمحتوا ، نه يار روز صلحاند و نه سرباز روز جنگ . بر آنها نمىتوان اعتماد كرد و از فكر آنها نيز نمىتوان استفاده كرد ، به همين دليل خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله هشدار داد كه مراقب وسوسههاى آنها باشد .
* * * در چهارمين آيه ، دوزخيان را با ذكر چند ويژگى ، معرّفى مىكند : « كسانى كه اميد لقاى ما را ندارند ( به معاد و رستاخيز معتقد نيستند ) و تنها به زندگى دنيا خوشنودند و به آن اطمينان دارند و نيز كسانى كه از آيات ما غافلند ، جايگاهشان آتش است ، به خاطر اعمالى كه انجام مىدادند » .
در اين آيات ، آخرين چيزى كه روى آن تكيه شده « غفلت » از آيات الهى است كه در واقع ، ريشهء اصلى انكار معاد و اعتماد بر دنيا و فراموشى آخرت است . خلاصه اين كه « غفلت » ريشهء اصلى همهء بدبختىهاى انسان است ؛ در حالى كه ريشهء خوشبختى بهشتيان ، آگاهى و بيدارى و ذكر خدا است كه در آيات بعد همين سوره ، به آن اشاره شده است .
هامش
( 1 ) - اشاره به افراد با ايمانى همچون سلمان فارسى ، ابو ذر غفارى ، صهيب و خبّاب بوده است .
( 2 ) - اين شأن نزول را مرحوم طبرسى در « مجمع البيان » و قرطبى در تفسير « الجامع لاحكام القرآن » و برسويى در « روح البيان » و جمعى ديگر با تفاوتهايى نقل كردهاند ( توجه داشته باشيد ، گرچه سورهء كهف مكى است ولى مفسران تصريح كردهاند كه آيهء مورد بحث ؛ يعنى آيهء 28 اين سوره ، در مدينه نازل شده است ) .