آنان اين سخن را زمانى مىگويند كه لرزشى ، سراسر جهان را فرا مىگيرد و نشانههاى رستاخيز ظاهر مىشود و پردههاى « غفلت » در آن شرايط هولناك كنار مىرود ، در حالى كه تمام درهاى توبه و بازگشت بسته شده است . « 1 »
« شاخصه » از ماده « شخوص » بر وزن « خلوص » در اصل به معنى خروج از منزل يا از شهرى به شهر ديگر است و از آن جا كه انسان به هنگام وحشت شديد ، چشم او از حركت باز مىايستد و به جايى خيره مىشود ، به گونهاى كه گويى از حدقه بيرون مىآيد ؛ به اين حالت « شخوص » گفته شده است .
* * * در سوّمين آيه ، خطاب به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله دستور مىدهد كه با چه كسانى معاشر و همراه باشد و چه افرادى را از اطراف خويش براند : « با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و عصر مىخوانند و تنها ذات او را مىطلبند ، هرگز چشمهاى خود را به خاطر زينتهاى دنيا از آنها برمگير و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم ، اطاعت مكن ؛ همانها كه پيروى هواى نفس كردند و كارهايشان افراطى است ؛ وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَوَةِ وَ الْعَشِّى يُريدُونَ وَجْهَهُ وَ لاتَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُريدُ زِينَةَ الحَيَاةِ الدُّنيَا وَ لاتُطِعْ مَنْ اغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ كَانَ امْرُهُ فُرُطاً » . « 2 »
در اين آيه ، اوصاف كسانى كه شايستهء همنشينى پيامبر را در ايمان و عبادت و ذكر پروردگار در هر صبح و شام دارند ، برشمرده و از اطاعت ( و همنشينى با ) كسانى كه دلهايشان از ذكر خدا غافل بوده و از هواى نفس پيروى نموده و كارشان به افراط گراييده است ، نهى مىنمايد .
از تعبيرات اين آيه ، رابطهء هواپرستى و افراط در آن ، با « غفلت » استفاده مىشود .
آرى ! غافلان از ياد خدا ، هواپرستند و در راه افراط گام برمى دارند و اگر در مذّمت « غفلت » چيزى جز اين نباشد ، كافى است .
هامش
( 1 ) - در اين كه مرجع ضمير « هى » چيست ؟ در ميان مفسران نظرهاى زيادى است ؛ ولى بهتر است كه آن را به ابصار بازگردانيم ، گويى كه در عبارت تقديم و تأخيرى رخ داده است .
( 2 ) - كهف ، 28 .