تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
الانْسِ لَهُم قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِهَا وَ لَهُم اعْيُنٌ لايُبْصِرُونَ بِهَا وَ لَهُم آذانٌ لايَسْمَعُونَ بِهَا اولئكَ كَالانْعَامِ بَلْ هُمْ اضَلُّ اولئكَ هُم الغَافِلونَ » « 1 » در اين آيه عامل نهايى بدبختى اين گروه دوزخى را « غفلت » شمرده است . غفلتى كه از ترك انديشه و نداشتن چشم باز و گوش شنوا حاصل شده و انسان را به مرحله‌اى حتّى فروتر از چهارپايان سقوط مىدهد . زيرا اگر چهارپايان غافلند ، استعداد غفلت‌زدايى را ندارند ؛ ولى اگر انسان با داشتن منبع آگاهى در غفلت غوطه ور شود ، به طور قطع از چهارپايان هم كمترند . مفهوم آيهء بالا اين نيست كه خدا گروهى را به اجبار به دوزخ مىفرستد ؛ بلكه همان گونه كه در آيه با صراحت آمده ، دوزخى شدن آنان از ناحيهء خودشان است ، چون به آنها عقل داده شده ولى به كار نمىبندند ، چشم و گوش دارند ، اما با آن حقايق را نمىبينند و نمىشنوند . پس هر چه هست از ناحيهء خود آنها است ، منتهى خداوند حكم مشروطى دارد و آن اين كه : كسانى كه استعدادهاى خدادادى را به كار نگيرند ، سرنوشتشان آتش دوزخ است ! و حصول اين شرط بستگى به ارادهء خود انسان دارد . * * * در دوّمين آيه سخن از كافران در آستانهء رستاخيز است . در آن هنگام كه وعدهء خدا نزديك مىشود ، چنان وحشتى سراسر وجودشان را فرا مىگيرد كه چشمانشان از حركت باز مىايستد و در اينجاست كه فرياد آنها بلند مىشود كه : « اى واى ! بر ما ، ما از اين صحنه در غفلت بوديم ، بلكه ظالم و ستمگر بوديم ؛ وَ اقتَرَبَ الْوَعْدُ الحَقُّ فَاذَا هِىَ شَاخِصَةٌ ابْصَارُ الَّذينَ كَفَرُوا يَا وَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِى غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمينَ » . « 2 » به اين ترتيب ، اين گروه از كافران ، عامل اصلى انحراف خويش را « غفلت » معرفى مىكنند ؛ غفلتى كه آنها را به ظلم كردن به خويشتن و ديگران دعوت نموده و حتى به انبيا الهى و كتب آسمانى ظلم و ستم روا داشتند .
هامش
( 1 ) - اعراف ، 179 . ( 2 ) - انبياء ، 97 .