تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
نيرومند است ، سخنى است كه از هر سخنى بالاتر مىرود و هيچ سخنى بر آن برترى ندارد ! » « 1 » اين تعبير نشان مىدهد كه او بيش از هر كس در آن زمان به عظمت قرآن آشنا بود ، ولى كبر و غرورش اجازه نمىداد كه آفتاب عالمتاب حق را ببيند و در برابر آن تسليم گردد ! * * * در نهمين آيه كه به دنبال سخنان مؤمن آل فرعون آمده و احتمال دارد بخشى از سخنان او و يا جملهء مستقل معترضه‌اى از آيات قرآن مجيد باشد مىخوانيم : « ( اسرافكاران وسوسه‌گر ) كسانى هستند كه در آيات الهى به مجادله برمىخيزند بىآنكه حجّتى براى آنها آمده باشد » ! ( الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِى آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ اتَاهُمْ ) . « 2 » سپس مىافزايد : « اين كار ( يعنى جدال بىاساس در مقابل حق ) خشم عظيمى ( براى آنها نزد خدا و كسانى كه ايمان آورده‌اند بر مىانگيزد » ، ( كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَاللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا ) و در پايان آيه در واقع به دليل اين اعمال يعنى عدم تسليم آنها در برابر حق اشاره كرده ، مىفرمايد : « اين گونه خداوند بر قلب هر متكبّر جبّارى مهر مىنهد » ، ( كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبٍ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ) . « يَطْبَعُ » از مادهء « طَبْع » در اين گونه موارد به معنى مهر نهادن است و اشاره به كارى است كه در گذشته و حال انجام مىشود كه هرگاه بخواهند چيزى دست نخورده باقى بماند و دخل و تصرّفى در آن نشود ، آن را محكم مىبندند و گره مىزنند و روى آن گره را مادّهء چسبنده‌اى گذاشته و بر آن مهر مىنهند كه اگر كسى بخواهد در آن تصرّفى كند مجبور است مهر را بشكند ، در نتيجه عملش فاش خواهد شد و تحت تعقيب قرار خواهد گرفت و در فارسى امروز از آن تعبير به « لاك و مهر » يا « سيم و سرب » مىكنند . بنابراين ، مهر نهادن بر دلهاى متكبّران جبّار اشاره به اين است كه لجاجتها و دشمنىها در برابر حق چنان پردهء ظلمانى بر فكر آنها مىاندازد كه به هيچ وجه قادر به درك حقيقتى نيستند ، تنها خودشان را مىبينند و منافعشان و هوا و هوسهايشان را ، فكر آنها به
هامش
( 1 ) - تفسير قرطبى ، جلد 10 ، صفحهء 6866 ؛ شبيه همين معنى در بسيارى از تفاسير و كتب ديگر نيز نقل شده است . ( 2 ) - مؤمن ، 35 .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 32 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي