تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
كه به آيين خود ايمان داشتند ، بلكه به خاطر اين بود كه منسوب به آنها و متعلّق به آنها بود و تكبّر و حبّ ذات ايجاب مىكرد كه آنچه متعلّق به آنهاست ، مورد علاقهء آنها باشد ! * * * آيهء ششم ناظر به عصر موسى و فرعون و قارون است ، در داستان آنها نيز عامل اصلى انحراف و گمراهى و بدبختى - يا يكى از عوامل اصلى - تكبّر ذكر شده ، مىفرمايد : ما « قارون » و « فرعون » و « هامان » را نيز هلاك كرديم ، موسى با دلايل روشن به سراغ آنها آمد ولى آنها در زمين استكبار و برترىجويى كردند ( به همين دليل تسليم حق نشدند و ما آنها را هلاك كرديم ) و آنها نتوانستند بر خدا پيشى گيرند ( و از چنگال عذاب الهى فرار كنند ) ، ( وَ قَارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ وَ لَقَدْ جَائَهُمْ مُوسى بِالْبَيِّنَاتِ فَاسْتَكْبَرُوا فِى الْارْضِ وَ مَا كَانُوا سَابِقِينَ ) . « 1 » قارون مرد ثروتمندى بود كه ثروت باد آورده‌اش را دليل بر عظمت خود در پيشگاه خدا مىپنداشت و معتقد بود بر اثر لياقتش داراى اين ثروت عظيم شده ، پيوسته به خود مىباليد و با كبر و غرور خوشحالى مىكرد و اصرار داشت با نمايش ثروت ، فقيران و تهيدستان را هر چه بيشتر تحقير كند ، هر چه به او نصيحت كردند كه اين ثروت را وسيله‌اى براى وصول به سعادت اخروى قرار دهد در او اثر نكرد ، چرا كه غرور و كبر اجازه نمىداد واقعيّتهاى زندگى را ببيند و اين امانت‌هاى الهى را كه چند روزى در دست اوست به صاحبانش بسپارد ! فرعون كه بر تخت سلطنت نشسته بود ، گرفتار غرور و تكبّر بيشترى بود او حتّى قانع به اين نبود كه مردم او را پرستش كنند ، مايل بود كه او را « رَبِّ اعْلَى » ( خداى بزرگ ) بدانند ! « هامان » وزير مقرّب فرعون كه در تمام مظالم و ستمها يار و ياور او بود بلكه اين امور به دست او انجام مىشد نيز به تصريح قرآن گرفتار كبر و غرور شديدى بود . و هر سه دست به دست هم دادند و با پيامبر بزرگ خدا موسى عليه السلام به مبارزه برخاستند
هامش
( 1 ) - عنكبوت ، 39 .