تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
تجاوز به ميهمانان از آنها بعيد نبود ! ؛ وَ جَاءَهُ قَومُهُ يُهْرَعُونَ الَيْهِ وَ مِنْ قَبْلُ كَانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ . . . » . « 1 » « حضرت لوط عليه السلام ( بسيار ناراحت شد و با ايثار و فداكارى عجيب و يا به خاطر اتمام حجت ) به آنها گفت : اين دختران منند كه براى شما پاكيزه ترند ( بياييد با آنها ازدواج كنيد و از اعمال شنيع خود دست برداريد . از خدا بترسيد و مرا در برابر ميهمانانم رسوا نسازيد ، آيا يك انسان رشيد ( و عاقل و با غيرت ) در ميان شما نيست ؟ ؛ قَالَ يَا قَوم هَؤُلاءِ بَناتي هُنَّ اطهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ لا تُخْزُونِ في ضَيْفي أَلَيْسَ مِنْكُم رَجُلٌ رَشِيدٌ » . « 2 » ولى آن قوم كثيف و زشت سيرت ، نه تنها در برابر اين همه بزرگوارى حضرت لوط عليه السلام حيا نكردند ، بلكه بىشرمانه پاسخ گفتند : « تو خود مىدانى ، ما را به دختران تو حقى نيست ( و به جنس زن علاقه‌اى نداريم ! ) تو به خوبى مىدانى كه ما چه چيز مىخواهيم ! ؛ قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِن حَقٍ وَ انَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ » . « 3 » هنگامى كه قوم لوط ، وقاحت را به آخرين درجه رساندند ؛ حضرت لوط عليه السلام فرياد زد و گفت : « اى كاش ! قوت و قدرتى داشتم ( تا شما خيره‌سران را مجازات مىكردم ) و اى كاش ! تكيه گاه محكمى از قوم و عشيره و پيروان نيرومندى در اختيار من بود ( تا به كمك آنها ) شما منحرفان را سخت كيفر مىدادم ؛ قَالَ لَوْ أَنَّ لي بِكُمْ قُوَّةً أَوءاوِى الَى رُكنٍ شَديدٍ » « 4 » همان گونه كه در ادامهء اين آيات آمده است حضرت لوط عليه السلام متوجه شد كه آنها فرستادگان پروردگارند ، هيچ كس نمىتواند كمترين آسيبى به آنها برساند . فرشتگان به حضرت لوط عليه السلام خبر دادند كه فردا صبح عذاب هولناكى به سراغ اين قوم مىآيد و شهرهاى آنها به كلّى زير و رو مىشود و بارانى از سنگ‌هاى آسمانى بر آنها فرو مىريزد ؛ به حضرت لوط عليه السلام دستور دادند كه شبانه به اتفاق خانواده‌اش - به استثناى همسرش كه از تقوا بى بهره بود - آن شهرها را ترك كنند كه صبحگاهان عذاب الهى فرا مىرسد .
هامش
( 1 ) - هود ، 78 . ( 2 ) - هود ، 78 . ( 3 ) - هود ، 79 . ( 4 ) - هود ، 80 .