در پنجمين بخش از آيات ، ضمن اشاره به مجازات شديد اين قوم ننگين زشت سيرت مىفرمايد : « قوم لوط ، انذارها و هشدارهاى مكرّر ( پيامبرشان ) را تكذيب كردند . ما بر آنها تند بادى كه ريگها را به حركت در مىآورد ، فرستاديم ( و همه را زير آن مدفون ساختيم ) ، جز خاندان لوط كه آنها را سحرگاهان نجات داديم ، ( به استثناى همسرش كه مشمول مجازات قوم گنهكار شد ) ؛ كَذَّبَتْ قَومُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ * انَّا ارْسَلنَا عَلَيْهِمْ حَاصِباً الّا آلَ لُوطٍنَجَّيْنَاهُم بِسَحَرٍ » « 1 » .
البته اين بخشى از مجازات دردناك آنها بود ، زيرا در قرآن آمده است كه : « نخست زلزلهاى - به امر ما - آمد و سرزمين آنها را زير و رو كرد ، آن چنان كه قسمتهاى بالا در پايين و قسمتهاى پايين در بالا قرار گرفت ؛ فَلَمَّا جَاءَ امْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا . . . « 2 » » .
« و بارانى از سنگ بر آنها فرو فرستاديم ؛ . . . وَ امْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِن سِجّيلٍ مَنْضُودٍ » « 3 »
اين باران سنگ ، ممكن است بخشى از سنگهاى سرگردان آسمانى بوده كه به فرمان پروردگار الهى بر فراز آسمان شهر آنها ظاهر گشته و بر ويرانهها و اجساد بىجان آنان باريده است .
احتمال ديگر اين است كه « حاصب » به معناى « طوفان شن » باشد . اين طوفان گاهى تپههايى را از يك گوشهء بيابان برداشته و به آسمان مىبرد ، سپس در نقطهاى ديگر ، مانند بارانى فرو مىريزاند ، به طورى كه گاهى قافلهها ، زير انبوهى از شن و ماسه مدفون مىگشت !
حال اين نكته قابل تأمل است كه هر چند ، گاهى طوفانهاى شن يا بارانهاى سنگ در جهان طبيعت روى مىدهد ؛ ولى خداوند متعال فرمان داده بود كه اين حوادث در آن ساعت مخصوص و معيّن - كه فرشتگان حضرت لوط عليه السلام را خبر داده بودند - واقع گردد .
احتمال ديگرى نيز وجود دارد كه ممكن است ، نخست زلزلهاى سهمگين ، شهرهاى
هامش
( 1 ) - قمر ، 34 و 35 .
( 2 ) - هود ، 82 .
( 3 ) - همان .