راهگذران به وجود مىآوردند !
« نادى » از مادهء « ندا » به معنى مجلس عمومى يا مجلس تفريح است ؛ زيرا در آنجا افراد يكديگر را « ندا » مىكنند .
گرچه قرآن كريم ، در اينجا شرح نداده كه آنها در جلسات تفريحى خود ، چه منكرات ديگرى را انجام مىدادند ، ولى پيداست كه اعمالى متناسب با همان عمل شنيعشان بوده است . در روايات آمده است ، آنها در حضور جمع بدنهاى خود را برهنه مىكردند ، فحشهاى ركيك مىدادند و كلمات زشت و بسيار زننده ردّ و بدل مىنمودند و حركات ناشايست ديگرى داشتند كه قلم از ذكر آنها شرم دارد .
آنها چنان ، غرق در شهوت بودند كه خدا و همهء ارزشهاى اخلاقى و انسانى را به باد مسخره مىگرفتند ؛ به همين دليل ، هنگامى كه پيامبرشان حضرت لوط عليه السلام از روى تعجب و انكار سؤالى از عمل شنيعشان نمود ، « پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند : اگر راست مىگويى ، عذاب الهى را براى ما بياور ! ؛ . . . فَمَا كَانَ جَوابَ قَومِهِ الّا انْ قَالُوا اْئْتِنَا بِعَذابِ اللّهِ انْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ » . « 1 »
و به اين ترتيب عذاب الهى را نيز به سخريّه گرفتند .
* * * در چهارمين بخش از اين آيات به گوشهء ديگرى از داستان قوم لوط اشاره مىكند : « و آن زمانى است كه فرشتگان الهى ( كه مأمور عذاب قوم لوط بودند در چهرهء جوانان زيبايى ) به سراغ حضرت لوط عليه السلام آمدند و او ( كه آنها را نمىشناخت ) از مشاهده آنان سخت ناراحت شد و قلبش پريشان گشت و ( پيش خود گفت : ) امروز روز سختى است ؛ زيرا ممكن است ، اين قوم زشت سيرت ، حرمت ميهمانهاى مرا نشناسند و قصد تجاوز به آنان را داشته باشند ! ؛ وَ لَمَّا جآءَتْ رُسُلُنَا لُوطاً سىءَ بِهِم وَ ضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قَالَ هَذَا يَومٌ عَصِيبٌ » . « 2 »
( و در اين هنگام ، اشرار قوم باخبر شدند « و به سرعت به سراغ او آمدند ( و قصد سويى نسبت به ميهمان او داشتند ) و پيش از آن نيز اعمال بدى انجام مىدادند ( و اين كار ؛ يعنى ،
هامش
( 1 ) - عنكبوت ، 29 .
( 2 ) - هود ، 77 .