بالاخره حالت « عُجب » و « خود بزرگ بينى » موجب شد كه هشدارهاى نوح عليه السلام را تا آخرين لحظات كه فرصتى براى نجات داشتند ناديده بينگارند و حتّى كمترين احتمال صدق را براى گويندهء اين هشدارها قائل نشدند ، لذا هنگامى كه نوح عليه السلام كشتى مىساخت گروه گروه كه از كنار او مىگذشتند او را به باد تمسخر مىگرفتند ، ولى نوح عليه السلام باز به آنها هشدار داد و گفت : « . . . انْ تَسْخَرُوا مِنّا فَانَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ ؛ اگر ( شما امروز ) ما را مسخره مىكنيد ، ما همينگونه در آينده شما را مسخره خواهيم كرد ( ولى در آن روز كه در ميان امواج طوفان سراسيمه به هر سو مىرويد و فرياد مىكشيد و التماس مىكنيد و هيچ پناهگاهى نداريد ! ) » . « 1 »
اصولًا يكى از نشانههاى مستكبران اين است كه هميشه مسائل جدّى را كه در مسير خواستهها و منافع آنان نيست به بازى و شوخى مىگيرند و هميشه مسخره كردن مستضعفان جزئى از زندگى آنان را تشكيل مىدهد و بسيار ديدهايم كه در مجالس پر گناه خود به دنبال فرد با ايمان تهيدستى مىگردند كه او را به اصطلاح ملعبه و مَضْحكهء خود سازند و بدين وسيله تفريح كنند !
آنها به خاطر همين روح استكبار ، خود را عقل كل مىپندارند و به گمان اينكه ثروت انبوه آنان كه از طرق حرام به دست آمده ، نشانهء هوشيارى و كاردانى و لياقت آنان است به خود اجازه مىدهند ديگران را تحقير كنند .
* * * در چهارمين آيه زمان نوح عليه السلام را پشت سر مىگذاريم ، به عصر قوم عاد و پيامبرشان حضرت هود عليه السلام مىرسيم ، در اينجا باز مىبينيم عامل اصلى بدبختى ، همان استكبار است ، مىفرمايد : « امّا قوم عاد به ناحق در زمين استكبار جستند و گفتند : چه كسى از ما نيرومندتر است ؟ آيا آنها نمىدانستند خداوندى كه آنها را آفريده از آنان قوىتر است ؟ ! آنها ( به خاطر اين پندار ) پيوسته آيات ما را انكار مىكردند » ، ( فَامَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِى الْارْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ قَالُوا مَنْ اشَدُّ مِنّا قُوَّةً اوَلَمْ يَرَوا انَّ اللَّهَ الَّذِى خَلَقَهُمْ هُوَ اشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ ) . « 2 »
هامش
( 1 ) - هود ، 38 .
( 2 ) - فصّلت ، 15 .