اللَّهِ ، وَ لَمْ يَطْمَعْ فِى احَدٍ سِوَى اللَّهِ ، فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّلُ ؛ هنگامى كه بندهء خدا چنين باشد ، جز براى خدا عملى انجام نمىدهد و اميد و ترسى جز به خدا ندارد ، و به هيچ كس جز خدا دل نمىبندد ، اين است حقيقت توكّل » ! « 1 »
در حديث ديگرى مىخوانيم كه از امام معصوم پرسيدند : توكّل چيست ؟ فرمود :
« لَاتَخَافُ سِوَاهُ ؛ توكّل اين است كه از غير خدا نترسى » . « 2 »
از اين تعبيرات به خوبى استفاده مىشود كه روح توكّل انقطاع الى اللَّه يعنى بريدن از مخلوق و پيوستن به خالق است ، و آن كس كه داراى اين روحيّه نباشد به حقيقت توكّل نايل نشده است .
در عين حال در روايات اسلامى شديداً اين معنى نفى شده است كه مفهوم توكّل ، ترك استفاده از اسباب و وسايل عادى باشد . در حديث معروفى مىخوانيم : مرد عربى در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله شتر خود را رها كرد و گفت : « تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ ! » پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « اعْقِلْهَا وَ تَوَكَّلْ ؛ شتر را پايبند بزن و توكّل بر خدا كن » ! ( با توكّل زانوى اشتر ببند ) . « 3 »
در حديث ديگرى همين معنى به صورت ديگرى آمده است ، و آن اينكه مرد عرب از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پرسيد : « آيا شترم را رها كنم و توكّل كنم يا پايبند بزنم و توكّل كنم ؟ » پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : « پايبند بزن و توكّل كن » . « 4 »
روى همين جهت آيات قرآن و تاريخ پيامبر صلى الله عليه و آله پر است از تعبيراتى كه نشان مىدهد مؤمنان تا آنجا كه امكان دارد بايد از اسباب عادى استفاده كنند ، و اين كار هيچ منافاتى با توكّل ندارد ، در يك جا مىفرمايد : « وَ اعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ . . . ؛ هر نيرويى را در اختيار داريد براى مقابله آماده كنيد و از اسبهاى ورزيده فراهم سازيد تا به وسيلهء آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد » ! « 5 »
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، جلد 68 ، صفحهء 138 ، حديث 23 .
( 2 ) - بحار الانوار ، جلد 68 ، صفحهء 143 ، حديث 42 .
( 3 ) - المحجّة البيضاء ، جلد 7 ، صفحهء 426 ؛ كنز العمّال ، حديث 5687 و 5689 .
( 4 ) - ميزان الحكمه ، جلد 4 ، صفحهء 3661 ، حديث 22577 .
( 5 ) - انفال ، 60 .