تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
خود افزود و سوگند ياد كرد كه همهء انسانها را - جز عباد مخلصين خداوند - گمراه سازد و به اين نيز بسنده نكرد ، از خدا عمر جاويدان خواست تا اين برنامهء زشت و انحرافى را تا پايان جهان ادامه دهد ! به اين ترتيب كبر و خودخواهى و خود برتر بينى مايهء لجاجت ، حسد ، كفر ، ناسپاسى در برابر حق و ويرانگرى و فساد خلق خدا شد . و به اين ترتيب ، شيطان - همان گونه كه مولاى متّقيان امير مؤمنان على عليه السلام در خطبهء قاصعه مىفرمايد - پايهء استكبار و تعصّب را در زمين گذاشت و با عظمت خداوند به مبارزه برخاست ! « فَعَدُوُّ اللَّهِ امَامُ الْمُتَعَصِّبِينَ وَ سَلَفُ الْمُسْتَكْبِرِينَ الَّذِى وَضَعَ أَسَاسَ الْعَصَبِيَّةِ وَ نَازَعَ اللَّهَ رِدَاءَ الْجَبْرِيَّةِ وَادَّرَعَ لِبَاسَ التَّعَزُّزِ ، وَ خَلَعَ قِنَاعَ التَّذَلُّلِ ؛ اين دشمن خدا پيشواى متعصّبان و سرسلسلهء مستكبران جهان است كه اساس تعصّب را پىريزى كرد و با خداوند در مقام جبر و تيتش به ستيز و نزاع پرداخت و لباس استكبار را بر تن پوشيد و پوشش تواضع و فروتنى را فروگذارد » . « 1 » و درست به همين دليل خدا او را ذليل و خوار و پست كرد ، همان گونه كه امير مؤمنان على عليه السلام در ادامهء همان خطبه مىفرمايد : « الَا تَرَوْنَ كَيْفَ صَغَّرَهُ اللَّهُ بِتَكَبُّرِهِ وَ وَضَعَهُ بِتَرَفُّعِهِ فَجَعَلَهُ فِى الدُّنْيَا مَدْحُوراً ، وَ اعَدَّ لَهُ فِى الْآخِرَةِ سَعِيراً ؟ ! ؛ آيا نمىبينيد چگونه خداوند او را به خاطر تكبُّرش ، تحقير كرد و بر اثر بلند پروازى بى دليلش ، وى را پست و خوار نمود ، از همين رو او را در دنيا مطرود ساخت و آتش برافروختهء دوزخ را در آخرت براى او مهيّا نمود » . « 2 » كوتاه سخن اينكه : هر قدر بيشتر در داستان ابليس و پيامدهاى تكبّر او انديشه مىكنيم به نكات مهمترى در بارهء خطرات تكبّر و استكبار دست مىيابيم . * * * در سوّمين آيه به داستان نوح عليه السلام كه نخستين پيامبر اولوا العزم و صاحب شريعت بود مىرسيم ، اين داستان نيز نشان مىدهد كه سرچشمهء كفر و لجاجت بت‌پرستان زمان او مسئلهء استكبار بود . هنگامى كه شكايت آنها را به درگاه خدا مىبرد عرض مىكند : ( بارالها ! ) من هر زمان
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 192 . ( 2 ) - همان مدرك .