تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
عَلَى اللَّهِ ؛ كسى كه دوست دارد قوىترين مردم باشد بر خدا توكّل كند » ! « 1 » 2 - در حديث ديگرى از امير مؤمنان على عليه السلام آمده است : « فِى التَّوَكُّلِ حَقِيقَةُ الْايقَانِ ؛ حقيقت يقين در توكّل است » ! « 2 » 3 - در حديث پرمعناى ديگرى در داستان ابراهيم عليه السلام در تفسير علىّ بن ابراهيم مىخوانيم : هنگامى كه ابراهيم عليه السلام را در منجنيق گذاشتند عمويش آزر آمد و يك سيلى محكم به صورت او زد و گفت : از مذهب توحيديّت بازگرد ! ( ابراهيم اعتنايى به او نكرد ) در اين هنگام خداوند فرشتگان را به آسمان دنيا فرستاد تا نظاره‌گر اين صحنه باشند ، همهء موجودات از خدا تقاضاى نجات ابراهيم عليه السلام را كردند ، از جمله زمين گفت : « پروردگارا ! بر پشت من بندهء موحّدى جز او نيست و هم اكنون در كام آتش فرومىرود ، خطاب آمد اگر او مرا بخواند مشكلش را حل مىكنم ، جبرئيل در منجنيق به سراغ او آمد و گفت : اى ابراهيم ! به من حاجتى دارى تا انجام دهم ؟ ابراهيم گفت : « به تو نه ! امّا به پروردگار عالم آرى ! » در اينجا بود كه جبرئيل انگشترى به او داد كه اين جمله‌ها ( كه در واقع دستور نجات بود ) بر روى آن نوشته شده بود : لَاالَهَ الَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ، الْجَأْتُ ظَهْري الَى اللَّهِ ، اسْنَدْتُ امْري الَى اللَّهِ ، وَ فَوَّضْتُ امْري الَى اللَّهِ ! ( اين جمله‌ها كه مفهوم واقعيش همان توكّل همه جانبه بر خدا بود ، كار خود را كرد ، و هنگامى كه ابراهيم عليه السلام به ميان آتش پرتاب شد به تعبير روايت : « اوْحَى اللَّهُ الَى النَّارِ كُونِى بَرْداً ، فَاضْطَرَبَتْ اسْنَانُ ابْرَاهيِمَ مِنَ الْبَرْدِ حَتَّى قَالَ : وَ سَلَاماً عَلَى ابْرَاهِيمَ ؛ در اين هنگام خداوند به آتش وحى فرستاد كه سرد شو ! آتش آن چنان سرد شد كه دندانهاى ابراهيم به هم مىخورد ، سپس خطاب آمد و سلاماً على ابراهيم سرد و سالم باش براى ابراهيم ( در اين هنگام آتش به محيطى آرام‌بخش مبدّل گشت ) و جبرئيل در كنار ابراهيم قرار گرفت و با او به گفتگو نشست » . نمرود از فراز جايگاه خود چنين گفت : « مَنِ اتَّخَذَ الَهاً فَلْيَتَّخِذْ مِثْلَ الَهِ ابْرَاهيمَ ؛ اگر كسى مىخواهد معبودى براى خود برگزيند همانند معبود ابراهيم عليه السلام را انتخاب كند » ! « 3 »
هامش
( 1 ) - كنز العمّال ، جلد 3 ، صفحهء 101 ، حديث 5686 . ( 2 ) - غرر الحكم . ( 3 ) - تفسير علىّ بن ابراهيم ، جلد 2 ، صفحهء 73 و 72 ( با تلخيص ) .