توكّل بر انبوه دشمنان سرسخت پيروز مىشدند ، و از اينجا نقش توكّل در زندگى انسانها به خصوص رهبران و پيشوايان آشكار مىشود .
در واقع آنچه به پيامبران قدرت مىبخشيد كه با نداشتن « عِدّه » و « عُدّه » در برابر قدرتمندترين حكومتهاى بيدادگر عصر خود بايستند ، و مرعوب تهديدهاى آنها نشوند همين توكّل بر خدا بود كه « ما سوى اللَّه » را در نظر آنها كوچك و بى ارزش مىساخت .
شايان توجّه است كه در آيهء قبل ( آيهء 11 سورهء ابراهيم ) مىخوانيم : « وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ » و در آيهء مورد بحث مىخوانيم : « وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ » .
از انضمام اين دو آيه به يكديگر استفاده مىشود كه مؤمنان واقعى همان متوكّلانند ضمناً از اين آيه استفاده مىشود كه توكّل زاييدهء معرفت و هدايت الهى است همان گونه كه صبر و شكيبايى در برابر آزارهاى دشمنان زاييدهء توكّل است ( دقّت كنيد ) .
* * * در دهمين آيه با ذكر نتيجهء روشنى براى توكّل بر خدا همگان را تشويق به اين امر مىكند ، و وعدهء نجات و پيروزى به آنها مىدهد ، مىفرمايد : « هر كس بر خدا توكّل كند خدا كار او را به سامان مىبرد ، خداوند فرمان خود را به انجام مىرساند ، و براى هر چيز اندازهاى قرار داده است » ، ( وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ انَّ اللَّهَ بَالِغُ امْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَىْءٍ قَدْراً ) . « 1 »
در واقع خداوند وعدهء قطعى به همهء متوكّلان داده كه مشكلات آنها را حل كند .
سپس به ذكر دليل آن پرداخته ، مىفرمايد : « زيرا خداوند بر هر چيز تواناست » بديهى است چنين كسى مىتواند به تمام وعدههاى خود جامهء عمل بپوشاند و مشكلات را هر قدر سنگين و سخت باشد با اراده و فرمان خود بگشايد .
جملهء قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَىْءٍ قَدْراً ممكن است پاسخ به اين سؤال باشد كه چرا گاهى نهايت توكّل را بر ذات پاك او داريم ولى پيروزيها به تأخير مىافتد ؟
هامش
( 1 ) - طلاق ، 3 .