موسى مىزيسته كه او هم در مقابل سرسختى قوم مشرك و بتپرست و تهديدات آنها مىگويد : « من ( با اين برنامههاى الهى ) چيزى جز اصلاح تا آنجا كه در قدرت دارم ، نمىخواهم ، و توفيق من تنها از خداست ، فقط بر او توكّل كردهام و به سوى او بازمىگردم » ، ( . . . انْ ارِيدُ الّا الْاصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ مَا تَوْفِيقي الّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ الَيْهِ انِيبُ ) . « 1 »
آرى من با داشتن ايمان به خدا و توكّل بر ذات پاك او از چيزى نمىترسم و با قدرت راه خود را ادامه مىدهم .
قابل توجّه اينكه : شعيب عليه السلام براى دست زدن به اصلاحات همه جانبه در اجتماع فاسد آن زمان بر سه اصل تكيه مىكند : نخست فراهم شدن مقدّمات از سوى پروردگار كه با كلمهء « توفيق » به آن اشاره شده ، سپس داشتن ارادهء نيرومند براى شروع به كار كه با « توكّل » به پروردگار حاصل مىشود ، و سپس دارا بودن انگيزهاى صحيح و سازنده كه با « اليه انيب » ( به سوى او بازمىگردم و همهء كارهايم براى خداست ) به آن اشاره مىكند .
* * * در پنجمين آيه سخن از يعقوب كه جدّ والاى بنى اسرائيل است به ميان آمده ، آن زمان كه در تنگناى شديدى قرار گرفته بود از يك سو فرزند عزيزش يوسف عليه السلام را از دست داده ، و از سوى ديگر قحطى شديد در كنعان همهء مردم ، و از جمله خاندان او را تحت فشار قرار داده است ، و به حكم اجبار ، فرزند دلبند ديگرش بنيامين را به دست برادران بد سابقه و نامهربان ! سپرده ، تا براى به دست آوردن آذوقه بار ديگر به سرزمين « مصر » بروند و از « عزيز مصر » كمك بطلبند ، در اينجا بود كه يعقوب سفارشى به اين مضمون به فرزندان خود كرد : « فرزندان من ! ( به مصر كه مىرويد ) همهء شما از يك دروازه وارد نشويد ، بلكه از درهاى متفرّق وارد شويد ( مبادا ورود يك جمعيّت غير بومى در مصر حساسيّت مردم را برانگيزد و به آنها آسيبى برسانند ) » ! ( وَ قَالَ يَا بَنِىَّ لَاتَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَ ادْخُلُوا مِنْ ابْوَابٍ مُتَفَرِّقَةٍ . . . ) . « 2 »
سپس افزود : « من با اين دستور نمىتوانم حادثهاى را كه از سوى خدا مقرّر شده است از
هامش
( 1 ) - هود ، 88 .
( 2 ) - يوسف ، 67 .