عالمى بيفتد ، روشن است كه اين تقليد نيز نكوهيده است ، هر چند مانند قسم اوّل و دوّم نيست ، زيرا بر علما و دانشمندان هر امّت لازم است به تحقيق و بررسى مسائل بپردازند و با داشتن سرمايههاى علمى در برابر تقليد كوركورانه تسليم نشوند ، به همين دليل در فقه اسلامى آمده است كه تقليد كردن بر مجتهد حرام است ، و يكى از تعبيرهاى معروفى كه در اجازههاى اجتهاد نوشته مىشود « يحرم عليه التقليد » مىباشد ، مگر اينكه رشتهء تخصّصى آن دو عالم از هم جدا باشد ( مانند طبيب متخصّص قلب كه مثلًا در بيمارى چشم خود به متخصّصان چشمپزشكى مراجعه مىكنند ) و يا متخصّصى كه به استاد خود رجوع مىكند كه در واقع هر دو از قبيل قسم چهارم است كه به آن اشاره خواهد شد .
نوع چهارم « تقليد جاهل از عالم » در آنچه مربوط به علم اوست ، و به تعبير ديگر مراجعهء غير متخصّصين به متخصّصين هر فن ، و باز به تعبير ديگر آنچه را انسان نمىداند از كسانى كه آگاه و اهل خبرهء آنند فراگيرد و به آن عمل كند ( درست مانند مراجعهء بيماران به اطبّاء در بيمارىهاى مختلف ) اين مسئله پايهء زندگى فردى و اجتماعى انسان را تشكيل مىدهد .
توضيح اينكه : علوم و فنون و دانشها به حدّى وسيع و گسترده است كه يك انسان هرگز نمىتواند در همهء آنها صاحب نظر و اهل اطّلاع باشد ، از قديم الايّام چنين بوده و در عصر ما كه علوم به شاخههاى بسيار متعدّد و پيشرفتهاى تقسيم شده اين مسئله ظاهرتر و آشكارتر است تا آنجا كه حتّى يك انسان نمىتواند مثلًا در تمام رشتههاى پزشكى يا راه و ساختمان صاحب نظر باشد ، تا چه رسد به رشتههاى ديگر .
با اين حال چارهاى جز اين نيست كه افراد ناآگاه به آگاهان هر رشته مراجعه كنند ، اين يك اصل مسلّم است كه از سوى تمام عقلاى جهان به رسميّت شناخته شده است و رها كردن آن سبب از هم پاشيدگى تمام پيوندهاى اجتماعى مىشود .
در مسائل معنوى و اخلاقى و علوم دينى نيز همين گونه است ، هرگز نمىتوان انتظار داشت كه همهء مردم در همهء رشتههاى علوم اسلامى صاحب نظر باشند ، بعضى از اين رشتهها به اندازهاى وسيع و گسترده است كه بعد از پنجاه سال نيز احتياج به بحث و
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٥