بررسى بيشتر دارد ( مانند علم فقه ) .
طبيعى است كه در اين گونه علوم نيز افراد غير وارد به آگاهان اين علوم مراجعه كنند .
ولى البتّه در مورد اصول دين كه پايههاى اصلى دين را تشكيل مىدهد و هر كس به فراخور حالش مىتواند در بارهء آن تحقيق كند بايد دليلى متناسب با فكر و فهم خود به دست آورد ، و تقليد در آن جايز نيست ، بايد تحقيق كرد و آن را از روى دليل شناخت .
به هر حال اين قسم تقليد مذموم و نكوهيده حساب نمىشود ، اين مصداق . . . انَّا وَجَدْنَا آبَائَنَا عَلَى امَّةٍ وَ انَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ « 1 » نيست بلكه مصداق . . . فَاسْئَلُوا اهْلَ الذِّكْرِ انْ كُنْتُمْ لَاتَعْلَمُونَ « 2 » است .
تعصّب مذموم كه سبب لجاجت و تقليد كوركورانه است ، ارتباطى با اين مسئله ندارد .
* * *
5 - طرق درمان
راه علاج اين رذيلهء اخلاقى مانند ساير رذايل اخلاقى در درجهء اوّل توجّه به انگيزهها و ريشهها و از بين بردن آن است ، و با توجّه به اينكه ريشهء تعصّب ، حبّ ذات افراطى ، پايين بودن سطح فرهنگ ، شخصيّتزدگى ، و انزواى اجتماعى و فكرى است ، براى از ميان بردن اين صفت رذيله بايد سطح آگاهى افراد بالا رود ، با اقوام و ملل ديگر و گروههاى مختلف اجتماعى بياميزند ، حبّ ذات در آنها تعديل گردد ، و گرايشهاى زيانبار قومى و قبيلگى از ميان آنها برچيده شود تا پايههاى تعصّب و لجاجت و تقليدهاى كوركورانه برچيده شود .
همچنين بايد به آثار و پيامدهاى زيانبار آن توجّه شود ، كه اين خود عامل ديگرى براى از ميان بردن اين رذيلهء اخلاقى است .
هنگامى كه انسان توجّه داشته باشد كه تعصّب و لجاجت ، پردهاى بر فكر و عقل او مىاندازد و او را از درك صحيح بازمىدارد ، و نيز پيوندهاى وحدت و اتّحاد را در
هامش
( 1 ) - زخرف ، 23 .
( 2 ) - نحل ، 43 .