تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
جامعهء بشرى پاره مىكند ، و بذر نفاق و اختلاف را در ميان آنها مىپاشد ، و مايهء درد و رنج انسانها مىگردد ، و حتّى گاه او را به پرتگاه‌هايى كه هرگز انتظار آن را نداشته است مىكشاند ، به يقين توجّه به اين امور ، او را از مركب سركش تعصّب و لجاجت پايين مىآورد ، و از بيراهه‌هاى خطرناك به شاهراه سعادت و خوشبختى رهنمون مىگردد . يكى ديگر از طرق درمان رذايل اخلاقى تغيير شكل و تعويض محتواى آن است به اين معنى كه انگيزه‌ها را از بخشهاى منفى به بخشهاى مثبت هدايت كنيم : مثلًا كسى كه داراى تعصّب شديد نسبت به مسائل نادرستى است ، به جاى اينكه انگيزهء تعصّب را در او بميرانيم ، تعصّب او را به امور مثبت متوجّه سازيم . اين همان چيزى است كه در سخنان نورانى امير مؤمنان على عليه السلام در خطبهء قاصعه خوانديم كه مىفرمايد : « اگر بنا هست تعصّب داشته باشيد سعى كنيد تعصّب شما به خاطر مكارم اخلاق و محامد افعال و محاسن امور باشد » . « 1 » يعنى اگر بناست وابستگى توأم با اصرار نسبت به چيزى داشته باشيد اين وابستگى را نسبت به فضايل اخلاقى قرار دهيد . * * *

6 - تسليم در برابر حق

نقطهء مقابل « تعصّب » و « لجاج » و « تقليد كوركورانه » تسليم در برابر حق است كه از فضايل مهمّ اخلاقى محسوب مىشود ، يعنى انسان حق را نزد هركس ، حتّى دورترين و كوچكترين افراد ببيند ، در برابر آن تسليم شود و آن را با آغوش باز پذيرا گردد . اين فضيلت اخلاقى سبب پيشرفت علم و دانش انسان و پرهيز از گمراهىها و گام نهادن در صراط مستقيم است . اين فضيلت اخلاقى جز براى مؤمنان و صالحان و كسانى كه از حبّ ذات افراطى دورند و از وابستگىهاى تعصّب آلود قومى و گرايشهاى گروهى بركنارند حاصل نمىشود .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 192 .