تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
با شخصيّت و شجاع از خاندان‌هاى ( برجسته ) عرب داشتند قرار دهيد . . . تعصّب شما در راه حفظ صفات با ارزش همچون حفظ حقوق همسايگان ، وفاى به عهد ، اطاعت از نيكيها ، سرپيچى از تكبّر ، جود و بخشش و خوددارى از ستم باشد » ! « 1 » به اين ترتيب امام عليه السلام به هر دو شاخهء « تعصّب » در اين خطبه اشاره فرموده ، و فرزندش امام سجّاد عليه السلام در برابر اين سؤال كه عصبيّت چگونه است ، هر دو شاخه را در برابر يكديگر قرار داده چنين مىفرمايد : « الْعَصَبِيّةُ الَّتِى يَأْثِمُ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا انْ يَرىَ الرَّجُلُ شَرَارَ قَوْمِهِ خَيْراً مِنْ خِيَارِ قَوْمٍ آخِرِين ! وَ لَيْسَ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ انْ يُحِبَّ الرَّجُلُ قُوْمَهُ وَ لَكِنْ مِنَ الْعَصَبِيّةِ انْ يُعِينَ قُوْمَهُ عَلَى الظُّلْمِ ؛ تعصّبى كه دارندهء آن مرتكب گناه مىشود اين است كه انسان بدان طايفهء خود را از نيكان طوايف ديگر بهتر بداند ( و به خاطر تعصّب بدان را بر نيكان مقدّم بشمرد ) ولى تعصّب اين نيست كه انسان به طايفهء خود علاقه و محبّت داشته باشد تعصّب آن است كه آنها را در ظلمشان يارى دهد » . « 2 » مطابق اين حديث وابستگى به قوم و طايفه تا آن حدّ كه به آنها علاقه داشته باشد و در كارهاى خير آنان را يارى دهد نكوهيده نيست ، چرا كه اين وابستگى نه تنها او را به انجام كار خلافى دعوت نكرده ، بلكه تشويق به پيوندهاى محبّت آميز و سازنده نموده است ، تعصّب نكوهيده آن است كه انسان به خاطر وابستگىهاى قومى و مانند آن حق و عدالت را زير پا بگذارد و حتّى بدان وابسته را بر نيكان غير وابسته مقدّم بشمرد . در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم : « لَمْ يَدْخُلِ الْجَنَّةَ حَمِيَّةٌ غَيْرُ حَمِيَّةِ حَمْزَةِ ابْنِ عَبْدِالْمُطِّلِبِ ، وَ ذَلِكَ حِينَ اسْلَمَ غَضَباً لِلنَّبِىِّ فِى حَدِيثِ السِّلَا « 3 » الَّذِى الْقِىَ عَلَى النّبِىّ صلى الله عليه و آله ؛ هيچ تعصّبى وارد بهشت نمىشود جز تعصّب حمزة بن عبد المطّلب « 4 » و اين زمانى بود كه اسلام آورد و به خاطر ( بى احترامى به پيامبر صلى الله عليه و آله از جهت ) بچه‌دان حيوانى كه بر آن
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 192 ، بند 76 تا 79 . ( 2 ) - اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 308 ( باب العصبيّة ، حديث 7 ) . ( 3 ) - بچه‌دان حيوان . ( 4 ) - منظور از وارد شدن تعصّب در بهشت ، وارد شدن صاحب آن است .