حضرت فكنده شده بود خشمگين گشت ( و به يارى آن حضرت شتافت و اسلام را پذيرا شد ) » . « 1 »
بديهى است تعصّب حمزه در دفاع از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در مقابل مشركان كثيف و ننگين و بى منطق چيزى جز دفاع از حق و عدالت نبود ، و اين تعصّب ممدوح است ، اگر حمزه عليه السلام به خاطر تعصّب چيزى بر خلاف حق و عدالت انجام مىداد مذموم بود .
* * *
4 - تقليد سازنده و كوركورانه
« تقليد » نيز همانند « تعصّب » داراى دو شاخه است : شاخهء مثبت ، و شاخهء منفى ، و به تعبير دقيقتر براى تقليد چهار قسم تصوّر مىشود كه سه قسم آن منفى است و يك قسم آن مثبت .
نخست « تقليد جاهل از جاهل » است كه گروهى نادان چشم و گوش بسته از گروه نادان ديگرى تبعيّت كنند و اعتقادات و رسوم و سنّتهاى غلط آنان را پذيرا گردند ، اين گونه تقليد است كه در آيات قرآن شديداً از آن مذمّت شده و از اسباب لجاجت و تعصّب و گاه از آثار آن محسوب مىشود و سبب انتقال خرافات از قومى به قوم ديگر ، و ايستادن در برابر انبياى الهى و داعيان به سوى حق است .
دوّم « تقليد عالم از جاهل » است كه بدترين نوع تقليد مىباشد و آن اينكه انسان آگاهى به خاطر گرفتار شدن در چنگال تعصّب ، علم خود را رها ساخته و چشم و گوش بسته به دنبال جاهلان بيفتد .
مسئلهء عوامزدگى و تسليم دانشمندان قوم در برابر عوام نوعى تقليد عالم از جاهل است .
سوّم « تقليد عالم از عالم ديگر » است به اين صورت كه انسان آگاه ، زحمت بحث و بررسى و تحقيق در بارهء بعضى از مسائل را به خود ندهد و چشم و گوش بسته به دنبال
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 308 .