اجْمَحَ مِنَ اللِّجاجِ ؛ هيچ مركبى سركشتر از مركب لجاجت نيست » ! « 1 »
7 - و بالاخره تعصّب و لجاجت هم دنياى انسان را بر باد مىدهد و هم آخرت او را ، چرا كه در دنيا سرچشمهء عداوتها و جدايىها و اشتباهات فراوان و از دست دادن آرامش مىشود و در آخرت سبب دورى از رحمت خدا ، و اين همان است كه در روايت امير مؤمنان على عليه السلام خوانديم : « اللِّجَاجُ اكْثَرُ الْاشْيَاءِ مَضَرَّةً فِى الْعَاجِلِ وَ الْآجِلِ ؛ لجاجت از همه چيز زيانبارتر است در دنيا و آخرت » !
بار ديگر لازم است اين نكته را يادآور شويم كه اين سه رذيلهء اخلاقى ( تعصّب و لجاجت و تقليد كوركورانه ) گرچه از نظر مفهوم و محتوا از هم جدا هستند ولى چون رابطهء بسيار نزديكى با هم دارند ، و به اصطلاح لازم و ملزوم يكديگرند هر سه را با هم عنوان كرديم .
انگيزههاى تعصّب و لجاجت نيز روشن است ، زيرا : تعصّبهاى كور و مخرّب قبل از هر چيز برخاسته از جهل و نادانى است ، به همين دليل هر قومى جاهلتر باشند ، تعصّب و وابستگيش به آنچه دارد بيشتر است ، تا آنجا كه حاضر نيستند از طريق ايجاد تحوّل در وضع خود ، گامهايى به سوى تكامل بردارند ، و همين تعصّب و لجاجت عامل عقب ماندگى آنها مىشود .
در اخبار گذشته نيز خوانديم كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمود : « از لجاجت بپرهيزيد كه آغاز آن جهل و پايان آن پشيمانى است » !
عامل ديگر تعصّب و لجاجت ، خودخواهى است ، چه اينكه افراد خودخواه به آنچه دارند سخت علاقهمند و وابستهاند ، هر چند آيين غلط و رسوم و آداب نادرستى باشد ، همين كه احساس مىكنند مربوط به قوم و قبيله و نياكانشان است ، آن را پذيرا مىشوند و چشم و گوش خود را بر همه چيز مىبندند .
گاه راحتطلبى و تنبلى نيز انگيزهء تعصّب و لجاجت مىشود ، زيرا انتقال از وضع موجود به وضعى ديگر در بسيارى از اوقات نياز به تلاش و كوشش و پيكار با موانع
هامش
( 1 ) - همان مدرك ( مادّهء لجاجت ) .