حالات شيطان ديديم كه به خاطر تعصّب از درك بديهيّات واماند ، و رشتهء عبوديّت و بندگى را از گردن خويش برداشت و براى هميشه راندهء درگاه الهى شد .
2 - تعصّب و لجاجت آتش سوزانى است كه پيوندهاى وحدت و اتّحاد را در جامعهء بشرى مىسوزاند ، و بذر نفاق و اختلاف را در ميان افراد مىپاشد و نيروهايى را كه بايد صرف پيشرفت جوامع انسانى شود ، به جنگ و ستيز با يكديگر وامىدارد ، به همين دليل در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « اللِّجَاجُ يُنْتِجُ الْحُرُوبَ وَ يُوغِرُ الْقُلُوبَ ؛ لجاجت آتش جنگها را روشن مىسازد و دلها را پر از كينه و دشمنى مىكند » . « 1 »
3 - تعصّب و لجاجت سبب مىشود كه دوستان از هم دور شوند و محبّتها به عداوتها مبدّل گردد .
4 - تعصّب و لجاجت يكى از عوامل مهمّ كفر است ، و بسيارى از امّتهاى پيشين تنها به اين دليل راه كفر را پيش گرفتند كه تعصّب و لجاجت نسبت به آيين نياكانشان مانع پذيرش حقّ شد ( شرح اين معنى را در تفسير آيات گذشته خوانديم ) .
5 - تعصّب و لجاجت مايهء درد و رنج و زحمت و ناراحتى است ، چرا كه سبب مىشود انسان مدّتها ، و گاه ساليان دراز ، در بيراهه سرگردان شود و چون به بن بست مىرسد سرانجام خسته و وامانده از راهى كه رفته است بازمىگردد .
روى همين معنى در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « ثَمَرةُ اللِّجَاجِ الْعَطَبَ ؛ ثمرهء لجاجت شكست خوردن و هلاكت است » . « 2 »
و به همين دليل غالباً مايهء ندامت و پشيمانى است همان گونه كه در احاديث گذشته به آن اشاره شده بود كه « آغاز لجاجت ، جهل است و پايان آن ندامت » !
6 - تعصّب و لجاجت در بسيارى از مواقع ، كنترل امور را از اختيار انسان خارج مىسازد و او را به جاهايى مىكشاند كه هرگز مايل به آن نبوده است ، روى اين جهت در بعضى از احاديث اسلامى از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده است كه مىفرمايد : « لَامَرْكَبَ
هامش
( 1 ) - غرر الحكم ( طبق نقل ميزان الحكمه ، باب اللّجاجة ) .
( 2 ) - همان مدرك .