از اين آيه به خوبى مىتوان استفاده كرد كه آرزوهاى دراز گاهى به حدّى مىرسد كه انسان مرگ را به كلّى فراموش كرده ، خود را جاودانه مىپندارد و همين امر سبب طغيان و سركشى او مىشود و آن طغيان سرچشمهء گناهان ديگرى مىگردد .
* * * در هشتمين و آخرين آيهء مورد بحث ، سخن از گروهى است كه حق را شناختند و سپس به آن پشت كردند و از آن اعراض نمودند ، مىفرمايد : « كسانى كه بعد از روشن شدن حق به آن پشت كردند ، شيطان اعمال زشتشان را در نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فريفته است ! » ، ( انَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى ادْبَارِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ امْلَى لَهُمْ ) . « 1 »
« امْلَى لَهُمْ » از مادّهء « امْلَاء » به معنى پديد آوردن آرزوهاى دور و دراز است كه انسان را به خود مشغول مىدارد .
در واقع آيه ناظر به اين حقيقت است كه چگونه ممكن است يك انسان حق را بشناسد و باور كند سپس آن را ناديده بگيرد و به آن پشت كند و راه نجات خود را ببيند با اين حال از بيراهه برود !
آيا مىتوان باور كرد انسان عاقلى چنين كند ؟ ! آرى ! هنگامى كه تسويلات شيطان انسان را احاطه كند و زشتىها را در نظرش به صورت زيبايىها نشان دهد و او را گرفتار آرزوهاى دور و دراز سازد ، بعيد نيست حق را به دست فراموشى بسپارد و به آن پشت كند .
از اينجا مىتوان دريافت كه آرزوهاى طولانى چه بلايى بر سر انسان مىآورد و چگونه انسان عاقل را به كلّى از عقل و خرد بيگانه مىكند ؟ !
* * * از مجموع آيات فوق كه قسمتى دربارهء اقوام پيشين بود و بخشى در بارهء معاصران
هامش
از مادّهء « لَمْز » به معنى غيبت و عيبجويى كردن است ، بعضى معتقدند « هُمَزَة » به كسى مىگويند كه با اشارات عيبجويى مىكند و « لُمَزَة » به كسى كه با زبان اين كار را انجام مىدهد .
( 1 ) - محمد ، 25 .