دلى كز نور معنى نيست روشن * مخوانش دل كه آن سنگ است و آهن
دلى كز گرد غفلت زنگ دارد * از آن دل سنگ و آهن ننگ دارد
* * * در پنجمين آيه خطاب به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، اشاره به كفّار و مشركان كرده ، مىفرمايد :
« بگذار آنها بخورند و از دنياى مادّى بهره گيرند و آرزوها ( ى دراز ) آنان را غافل سازد ولى به زودى خواهند فهميد ( كه چه اشتباه بزرگى مرتكب شدهاند ) » ، ( ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْامَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ) .
آرى آنان همچون چهارپايانند كه جز آب و علف چيزى نمىفهمند ، تنها تفاوتى كه با چهارپايان دارند و آنها را از چهارپايان پستتر كرده اين است كه يك مشت آرزوى طول و دراز اطراف فكرشان را احاطه كرده و به آنها اجازه نمىدهد كه در سرنوشت خود بينديشند و پيش از آنكه دست اجل گريبان آنها را بگيرد بيدار شوند و از بيراهه بازگردند .
در اينجا تأثير منفى آرزوهاى دراز در وجود انسان به خوبى تبيين شده و نشان مىدهد كه تا چه حد آرزوها انسان را به خود مشغول مىسازد و از خدا غافل مىكند .
تعبير به « ذَرْهُمْ » ( آنها را رها كن ) به وضوح نشان مىدهد كه اميدى به هدايت اين گروه نيست و گرنه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هرگز مأمور نمىشد آنها را رها سازد .
چگونه مىتوان اميد به هدايت گروهى داشت كه هدف نهايى آنها خور و خواب همچون حيوانات است و آرزوهاى دراز به آنها اجازه نمىدهد كه لحظهاى به پايان زندگى و به آفريدگارى كه اين مواهب حيات را به آنها بخشيده بينديشند و دربارهء هدفى كه براى آن آفريده شدهاند لحظهاى فكر كنند .
در ششمين آيهء مورد بحث ، اشاره به اين حقيقت مىكند كه غالباً آرزوهاى دراز كه هرگز انسان به آنها نمىرسد ، او را احاطه مىكنند و امكانات او را كه بايد در مسير سعادت به كار گرفته شود به خود جذب مىكند و او را از راه بازمىدارد ، مىفرمايد : « آيا