مىگويند ما جماعتى متّحد و نيرومنديم ( و به همين دليل پيروزى با ماست ) » ، ( امْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ ) . « 1 »
خداوند به اين مغروران سبك مغز هشدار مىدهد كه : « به زودى جمعشان شكست مىخورد و پا به فرار مىگذارند » ! ( سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ ) . « 2 »
در تمام اين موارد به خوبى مىبينيم كه غرور و خودبينى عامل مهمّ گناه و شكست و بدبختى است و قرآن مجيد در يك پيشگويى اعجاز آميز خبر از شكست و ناكامى اين گروه مغرور مىدهد ، شكستى كه به زودى دامانشان را گرفت و عبرت مردم شدند .
* * * در يازدهمين آيه سخن از مشركانى است كه دين و آيين حق را به بازى گرفتهاند و مال و ثروت دنيا آنها را مغرور ساخته است و همين امر سبب كفر و عنادشان با حق شد ، مىفرمايد : « كسانى را كه آيين ( فطرى ) خود را به بازى و سرگرمى ( و استهزاء ) گرفتند و زندگى دنيا آنها را مغرور ساخته است رها كن » ، ( وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا . . . ) . « 3 »
اين تعبير شايد گواه اين باشد كه آنها قابل هدايت نيستند ، چرا كه بادهء غرور چنان آنها را سرمست كرده و زرق و برق دنياى مادّى چنان آنها را فريب داده كه به هيچ وجه حاضر به تسليم در برابر حق نيستند و جز سخريّه و استهزاء در برابر حق كارى ندارند و اين معنى از عمق فاجعهاى كه به خاطر غرورشان در آن گرفتارند خبر مىدهد .
تعبير به « دينهم » اشاره به فطرى بودن دين الهى است كه در سرشت همهء انسانها حتّى مشركان وجود داشته و دارد ، يا اينكه اشاره به كسانى است كه حتّى آيين بتپرستى خودشان را به بازى و مسخره مىگرفتند و به خاطر غرور حتّى به آن هم پايبند نبودند و يا اشاره به آيين اسلام است كه خداوند به نفع آنان و براى آنها فرستاده است .
* * *
هامش
( 1 ) - قمر ، 44 .
( 2 ) - همان ، 45 .
( 3 ) - انعام ، 70 .