تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
اينكه ) خزاين آسمانها و زمين از آن خداست ولى منافقان نمىدانند » ! ( هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَاتُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزَائِنُ السَّماوَاتِ وَ الْارْضِ وَ لَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَايَفْقَهُونَ ) . « 1 » سپس غرور و نخوت را به اوج رسانده مىگويند : « اگر ما ( از ميدان جنگ ) به مدينه بازگرديم عزيزان ، ذليلان را بيرون خواهند كرد در حالى كه عزّت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است ولى منافقان نمىدانند » ، ( يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنَا الَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْاعَزُّ مِنْهَا الْاذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَايَعْلَمُونَ ) . « 2 » اگر منافقان ، « مغرور » نبودند اين گونه ثروت و قدرت خود را به رخ مؤمنان نمىكشيدند و به آنها با ديدهء حقارت نمىنگريستند و در وادى خطرناك كفر و نفاق سرگردان نمىشدند . * * * در نهمين آيه سخن از طبيعت انسان - يا به تعبير ديگر طبيعت انسانهاى تربيت نايافته و كم ظرفيّت است - كه به هنگام نعمت و قدرت مغرور مىشوند و سركش ، مىفرمايد : « امّا انسان هنگامى كه خداوند او را به عنوان امتحان اكرام مىكند و نعمت مىبخشد ( مغرور مىشود و ) مىگويد : پروردگارم مرا گرامى داشته است » ! ( فَامَّا الْانْسَانُ اذَا مَا ابْتَلَيهُ رَبُّهُ فَاكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّى اكْرَمَنِ ) . « 3 » اگر اين سخن از سر شكرگزارى و سپاس پروردگار بود به يقين مايهء تواضع و كمك به يتيمان و مسكينان مىشد ، ولى همان گونه كه لحن آيات بعد از آن نشان مىدهد اين سخن از روى غرور و نخوت است و به همين دليل نه تنها اثر مطلوب و سازنده‌اى بر آن مترتّب نمىشود بلكه سرچشمهء سركشى و طغيان مىگردد . * * * در دهمين آيه سخن از مشركان خودخواه و خودپرست مكّه است ، مىفرمايد : « آنها
هامش
( 1 ) - منافقون ، 7 . ( 2 ) - همان ، 8 . ( 3 ) - فجر ، 15 .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 163 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي