آنچه در بالا گفته شد تنها بخش كوچكى از رواياتى است كه در بارهء خطرات غرور و خودبينى سخن مىگويد و گرنه روايات در اين زمينه فراوان است و مطالعهء همين بخش براى پى بردن به آثار زيانبار غرور و خطرات آن كافى است .
* * *
2 - اسباب غرور
بعضى از بزرگان علم اخلاق گفتهاند غرور از صفات زشتى است كه هر گروهى به نوعى به آن گرفتارند هر چند اسباب و درجات غرور آنها مختلف است .
اسباب غرور و خودبينى بسيار زياد است و مغروران گروههاى مختلفى هستند :
مغروران به علم و دانش و آنها كسانى هستند كه وقتى به مقامى از علم مىرسند غرور و خودبينى بر آنها عارض مىشود ، جز افكار خويشتن را نمىبينند و براى افكار ديگران ارزشى قائل نيستند ، گاه خود را از مقرّبان الهى مىپندارند و قطعاً اهل نجات ! اگر كسى كمترين انتقادى از آنها كند ناراحت مىشوند و از همه انتظار احترام و پذيرش و قبول را دارند !
گاه مىشود كه افراد كم ظرفيّت با فراگرفتن علم ناچيزى و خواندن كتاب و يا كتابهايى بر مركب غرور سوار مىشوند و خود را شكنندهء صد قفل و صد زنجير مىدانند چرا كه تنها صرف ميرِ مير را خواندهاند ! و اين بدترين نوع غرور است كه عالم و دانشمند را هم از نظر ارزش علمى ساقط مىكند و هم از جهت ارزش اجتماعى !
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه به ابن مسعود فرمود : « يَابْنَ مَسْعُود ! لَاتَغْتَرَّنَّ بِاللَّهِ وَ لَاتَغْتَرَّنَّ بِصَلَاحِكَ وَ عِلْمِكَ وَ عَمَلِكَ وَ بِرِّكَ وَ عِبَادَتِكَ ؛ اى ابن مسعود ! به ( كرم ) خدا مغرور نشو و همچنين به صالح بودن و علم و عمل و نيكوكارى و عبادتهايت » ! « 1 »
در اين حديث به عوامل ديگر غرور از جمله اعمال صالح ، انفاق در راه خدا و
هامش
( 1 ) - مكارم الاخلاق ، جلد 2 ، صفحهء 350 .