به نبوّت رسيد و از خدا درخواست گشوده شدن عقدهء زبانش كرد خداوند به تقاضاى او جامهء تحقّق پوشيد ولى فرعون بى اعتنا به وضع جديد همچنان به وضع سابق اشاره مىكند و لكنت زبانش را يادآور مىشود .
* * * در پنجمين آيه اشارهاى به قوم يهود دارد كه آنها نيز بر اثر غرور و خودبينى امتيازات نامعقولى براى خود قائل بودند و همين تفكّر غلط سبب گمراهى و طغيان آنها شد ، مىفرمايد : « اين ( اعراض و روى گردانى آنها از آيات الهى ) به خاطر آن است كه مىگفتند :
جز چند روزى آتش دوزخ به ما نمىرسد ( و مجازات ما به خاطر گناهان سنگينمان بسيار كم است چون قوم برترى هستيم ! ) اين افترا و دروغى كه ( به خدا ) بسته بودند آنها را در دينشان مغرور ساخته بود » ، ( ذَلِكَ بِانَّهُمْ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ الّا ايَّاماً مَعْدُودَاتٍ وَ غَرَّهُمْ فِى دِينِهِمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ ) . « 1 »
تاريخ بنى اسرائيل نشان مىدهد كه از گناهكارترين و سركشترين اقوام بودهاند و يكى از دلايل عمدهء آن همان غرور و نخوت آنها بوده است .
متأسّفانه هنوز گروهى از آنها به نام صهيونيستها از بادهء غرور سرمستند و هر روز مرتكب جنايات تازهاى مىشوند كه چهرهء تاريخشان را سياهتر از سابق مىكند .
آنها همه چيز را براى خودشان مىخواهند و براى ديگران حقّى قائل نيستند خود را قوم برتر مىشمرند و ديگران را با ديدهء حقارت مىنگرند .
* * * ششمين آيه ناظر به قوم « صالح » است كه آنها نيز چنان مست بادهء غرور بودند كه با صراحت از پيامبرشان تقاضاى مجازات الهى كردند ، با اينكه معجزهء آشكار او را با چشم خود مىديدند ، مىفرمايد : « آنها ناقه را ( همان شترى كه به اعجاز الهى از كوه بيرون آمده بود ) پى كردند و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند و گفتند : اى صالح اگر از فرستادگان خدا هستى عذابى را كه ما را به آن تهديد مىكنى بياور » ! ( فَعَقَرُوا النَّاقَةَ فَعَتَوا عَنْ امْرِ رَبِّهِمْ وَ
هامش
( 1 ) - آل عمران ، 24 .