سُكْرِ الْخَمُورِ ! ؛ مستى غفلت و غرور از مستى شراب طولانىتر است » . « 1 »
2 - در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم : « جِمَاعُ الشَّرِّ فِى الْاغرَارِ بِالْمَهَل وَ الْاتِّكَالِ عَلَى الْعَمَلِ ؛ كانون بدىها در مغرور شدن به مهلت الهى و اعتماد بر اعمال ( ناچيز ) است » . « 2 »
انسان عمل خير ناچيزى انجام مىدهد و به وسيلهء آن خود را اهل نجات مىداند و آزادى بى قيد و شرطى براى خود قائل است يا اينكه گناهانى از او سر زده و مهلت پروردگار سبب غرورش مىشود .
3 - در حديث ديگرى از آن حضرت مىبينيم غرور ضدّ عقل شمرده شده است ، مىفرمايد : « لَايُلْقَى الْعَاقِلُ مَغْرُوراً ؛ آدم عاقل هرگز مغرور ديده نمىشود » . « 3 »
4 - در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم كه غرور ، انسان را در انبوهى از خيالات گرفتار مىسازد و اسباب نجات را از او قطع مىكند : « مَنْ غَرَّهُ السَّرَابُ تَقْطَعَتْ بِهِ الْاسْبَابُ ! ؛ كسى كه سرابها او را فريب دهد و مغرور سازد اسباب ( نجات ) از او قطع مىشود » ! « 4 »
5 - همان امام بزرگوار در تعبير زيباى ديگرى در بارهء گروهى از منحرفان مىفرمايد :
« زَرَعُوا الْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ الْغُرُورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُورَ ؛ آنها بذر فجور و گناه را افشاندند و با آب غرور و فريب آن را آبيارى كردند و محصول آن را كه بدبختى و هلاكت بود درو كردند » ! « 5 »
6 - در سخن ديگرى آن حضرت غرور و خودبينى را يكى از موانع پندپذيرى انسان مىشمرد ، مىفرمايد : « بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْمَوْعِظَةِ حَجَابٌ مِنَ الْغِرَّةِ ؛ در ميان شما و موعظه حجابى از غرور است » ! « 6 »
7 - و نيز از همان حضرت در جملهء كوتاه و پرمعنى ديگرى آمده است : « طُوبَى لِمَنْ لمْ تَقْتُلُهُ قَاتِلَاتِ الْغَرُورِ ؛ خوشا به حال كسى كه عوامل كشندهء غرور او را از پاى در نياورد » . « 7 »
هامش
( 1 ) - غرر الحكم ، حديث 5750 .
( 2 ) - غرر الحكم ، حديث 3002 .
( 3 ) - غرر الحكم ، حديث 7183 .
( 4 ) - غرر الحكم ، حديث 2376 .
( 5 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 2 .
( 6 ) - نهج البلاغه ، كلمات قصار ، حكمت 282 .
( 7 ) - غرر الحكم ، حديث 5973 .