تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
نكنيد تا پراكنده شوند ! ( غافل از اينكه ) خزاين آسمانها و زمين از آن خداست ولى منافقان نمىفهمند - آنها مىگويند : اگر به مدينه بازگرديم ، عزيزان ، ذليلان را بيرون مىكنند ! در حالى كه عزّت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است ، ولى منافقان نمىدانند ! » . 9 - امّا انسان هنگامى كه پروردگارش او را براى آزمايش ، اكرام مىكند و نعمت مىبخشد ( مغرور مىشود ) و مىگويد : « پروردگارم مرا گرامى داشته است » ! 10 - يا مىگويند : « ما جماعتى متّحد و نيرومند و پيروزيم » ؟ ! - ( ولى بدانند ) به زودى جمعشان شكست مىخورد و پا به فرار مىگذارند . 11 - كسانى را كه آيين ( فطرى ) خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنيا آنها را مغرور ساخته ، رها كن ! 12 - اى مردم ! . . . به يقين وعدهء الهى حق است ، پس مبادا زندگانى دنيا شما را بفريبد و مبادا ( شيطان ) فريبكار شما را به ( كَرَم ) خدا مغرور سازد !

تفسير و جمع‌بندى

نخستين جرقه‌هاى غرور همان طورى كه اشاره شد در آغاز آفرينش انسان و در چهرهء شيطان ديده شد و همان گونه كه در اوّلين آيهء مورد بحث آمده هنگامى كه خداوند به او خطاب كرد « چه چيز تو را مانع شد از اينكه بر آدم سجده كنى هنگامى كه به تو فرمان دادم » ، ( قَالَ مَا مَنَعَكَ الّا تَسْجُدَ اذْ امَرْتُكَ . . . ) . « 1 » « شيطان ( با لحنى غرورآميز ) گفت : من از او بهترم ! مرا از آتش آفريده‌اى او را از گل » ، ( قَالَ انَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِى مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ ) . « 2 » آرى حجاب غرور و خودبينى چنان بر چشم بصيرت او افتاد كه به او اجازه نداد راه سعادت خود را كه فرمان صريح خداست ببيند و در پرتگاه عصيان سقوط كرد و براى هميشه مطرود و ملعون شد ، بنابراين مىتوان گفت : همان گونه كه پيشواى مستكبران جهان ابليس است پيشواى مغروران عالم نيز اوست و اين دو ، يعنى « غرور » و « استكبار » ، لازم و ملزوم يكديگرند !
هامش
( 1 ) - اعراف ، 12 . ( 2 ) - همان ، 12 .