مداواى آنها برخيزد ، اگر ضعف ايمان و عدم آشنايى به توحيد افعالى خداوند او را در اين گرداب پرتاب كرده است به تقويت مبانى ايمان و توحيد بپردازد و هرگاه ناآگاهى از استعدادهاى خويش و ظرفيّتهايى كه براى ترقّى و پيشرفت در وجود اوست ، او را گرفتار عقدهء حقارت و به دنبال آن حسد نموده است به درمان آن رو آورد و در سايهء توكّل به خدا و اعتماد به نفس ، عقدهء حقارت را بگشايد و رذيلهء حسد را از خود دور سازد .
چه بهتر اينكه « حسود » عصاره و خلاصهاى از اين امور را در صفحه يا صفحاتى بنويسد و هر چند روز يك بار بر آن مرور كند و حتّى با صداى بلند آن را براى خودش در تنهايى جمله جمله بخواند و پيرامون آن بينديشد و مخصوصاً روى رواياتى كه در اين زمينه از معصومين عليهم السلام رسيده و در بحثهاى گذشته به آن اشاره شد تكيه كند ، بى شك هر حسودى اين برنامه را به طور جدّى دنبال كند در مدّت كوتاهى نتيجه خواهد گرفت ، روح و جسم خود را تدريجاً از شرّ حسد رهايى مىبخشد و افقهاى روشنى از سلامت و سعادت در برابر او نمايان مىگردد .
مخصوصاً « حسود » بايد روى اين نكته كاملًا فكر كند كه اگر وقت و نيرويى را كه او براى زوال نعمت از محسود به كار مىگيرد صرف پيشرفت خودش كند چه بسا از او جلو بيفتد .
به تعبير ديگر بايد انگيزههاى حسد را به انگيزههاى غبطه تبديل كند و نيروهاى ويرانگر را به نيروهاى سازنده مبدّل سازد .
اين معنى در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده كه فرمود : « احْتَرِسُوا مِنْ سُورَةِ الْجُمَدِ وَ الْحِقْدِ وَ الْغَضَبِ وَ الْحَسَد وَ اعِدُّوا لِكُلِّ شَىْءٍ مِنْ ذَلِكَ عِدَّةً تُجَاهِدُونَ بِهَا مِنَ الْفِكْرِ فِى الْعَاقِبَةِ وَ مَنْعِ الرَّذِيلَةِ وَ طَلَبِ الْفَضِيلَةِ ؛ خود را از شدّت بخل و كينه و غضب و حسد در امان داريد و براى مبارزه با هر يك از اين امور وسيلهاى آماده سازيد ، از جمله تفكّر در عواقب سوء اين صفات رذيله و راه درمان و طلب فضيلت از اين طريق » ! « 1 »
هامش
( 1 ) - تصنيف غرر الحكم ، صفحهء 300 ، حديث 6806 .