تحقيق كردند عبادت زيادى در او مشاهده نكردند ، بلكه ديدند شب هنگام كه به بستر استراحت مىرود ياد خدا مىكند و سپس به خواب مىرود تا موقع نماز صبح ، مشاهدهء اين وضع موجب سؤال از خودش شد ، او در جواب گفت : « مَا هُوَ الّا مَا تَرَوْنَ غَيْرَ انِّى لَااجِدُ عَلَى احَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ فِى نَفْسِى غِشّاً وَ لَاحَسَداً عَلَى خَيْرٍ اعْطَاهُ اللَّهُ ايَّاهُ ؛ وضع من همان است كه ديديد ، ولى من نسبت به هيچ كس از مسلمانان كه خدا نعمتى به او بخشيده در دل خود نه خيانتى مىبينم و نه حسدى ( بلكه من خيرخواه همه هستم و از نعمتهاى آنها خوشحالم ) » ! « 1 »
در حديث ديگرى آمده است كه پيامبر اكرم فرمود : « انَّ اعْظَمَ النَّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَاللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ امْشَاهُمْ فِى ارْضِهِ بِالنَّصِيحَةِ لِخَلْقِهِ ؛ بلند مقامترين مردم در پيشگاه خداوند در قيامت كسى است كه از همه بيشتر تلاش در خيرخواهى مردم كرده است » . « 2 »
در روايت ديگرى از همان حضرت صلى الله عليه و آله ميزان و معيارى براى خيرخواهى بيان شده و آن اين است كه از منافع ديگران به اندازهء منافع خويش دفاع كند فرمود : « لَيَنْصَحُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ اخَاهُ كَنَصِيحَتِهِ لِنَفْسِهِ ؛ بايد هر كدام از شما نسبت به برادر مؤمن خود خيرخواه باشد به همان اندازه كه نسبت به خويش خيرخواه است » ! « 3 »
واژهء « نصح » و « نصيحت » گر چه در زبان روزمرّهء فارسى ما معمولًا به معنى اندرز به كار مىرود ولى در لغت عرب چنين نيست ، بلكه مفهوم وسيع و گستردهاى دارد .
« راغب » در كتاب « مفردات » مىگويد : « نصح و نصيحت » هر كار و هر سخنى است كه در آن مصلحت ديگرى باشد و اين واژه در اصل به معنى خلوص و اخلاص است . به همين دليل عسل خالص را « ناصح » مىگويند ، كار خيّاط را هم نصح مىنامند به خاطر اصلاح كردن پارچهاى كه به او داده شده است و از آنجا كه شخص خيرخواه از روى خلوص و اخلاص در اصلاح كار ديگران مىكوشد ، واژهء نصح و نصيحت در بارهء او به كار مىرود و اصولًا هر چيزى كه خالص و صاف باشد خواه در سخن يا عمل و در امور
هامش
( 1 ) - محجّة البيضاء ، جلد 5 ، صفحهء 325 .
( 2 ) - اصول كافى ، صفحهء 28 ، حديث 5 و 4 .
( 3 ) - همان مدرك .