7 - نصح و خيرخواهى
نقطهء مقابل حسد ، « نصح » و خيرخواهى است ، به اين معنى كه نه تنها انسان خواهان زوال نعمت از ديگران نباشد بلكه طالب بقاى نعمت و افزون شدن آن براى همهء نيكان و پاكان گردد ، يا به تعبيرى ديگر آنچه از خير و خوبى و سعادت معنوى و مادّى براى خويش مىخواهد براى ديگران نيز بطلبد و اين يكى از فضايل معروف است كه در آيات قرآن و روايات اسلامى به آن اشاره شده است .
پيامبران الهى خيرخواهان امّتها بودند و يكى از صفات بارز آنها همين موضوع بود . قرآن مجيد از زبان « نوح » شيخ الانبيا چنين نقل مىكند كه به قوم خود فرمود :
« ابَلِّغُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّى وَ انْصَحُ لَكُمْ وَ اعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَاتَعْلَمُونَ ؛ رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مىكنم و خيرخواه شما هستم و از خداوند چيزهايى ( از لطف و مرحمت و عنايت ) مىدانم كه شما نمىدانيد » . « 1 »
در اينجا بعد از مسئلهء ابلاغ رسالت سخن از نصح و خيرخواهى امّت به ميان آمده كه نقطهء مقابل حسد و بخل و خيانت است .
همين معنى با تفاوت مختصرى در مورد پيامبر بزرگ خدا هود عليه السلام آمده است آنجا كه مىگويد : « ابَلِّغُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّى وَ انَا لَكُمْ نَاصِحٌ امِينٌ ؛ رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مىكنم و من خيرخواه امينى براى شما هستم » . « 2 »
همين معنى دربارهء حضرت صالح ( اعراف ، 79 ) و حضرت شعيب ( اعراف ، 93 ) وارد شده است .
بديهى است خيرخواهى منحصر به اين چهار بزرگوار نبوده بلكه همهء انبياى الهى و اوليا معصومين اين ويژگى را داشتند و پيروان راستين آنان نيز بايد خيرخواه ديگران باشند ، نه حسود باشند و نه بخيل .
در حديث پر معنايى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه دربارهء مردى از طايفهء انصار شهادت داد كه او از اهل بهشت است ، هنگامى كه دربارهء زندگى اين مرد بهشتى
هامش
( 1 ) - اعراف ، 62 .
( 2 ) - همان ، 68 .