در كلام امام را به همين معنا تفسير كردهاند ؛ ولى قطعاً اشتباه است . گرچه آداب سخن گفتن گوشهاى از حقيقت ادب را در بر مىگيرد .
در اهميت ادب همين بس كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
« لايَزالُ الْمُؤمِنُ يُورَثُ أهْلَ بَيْتِهِ الْعِلْمَ وَالْأدَبَ الصَّالِحَ حَتّى يَدْخِلْهُمَا الَّجَنَّةَ . . . وَ لا يَزالُ الْعَبْدُ الْعاصى يُورَثُ أهْلَ بَيْتِهِ الْأدَبَ السَّىَّء حَتّى يُدْخِلْهُمَا النَّارَ جَميعاً ؛
انسان با ايمان علم و ادب به خانوادهء خود مىآموزد و سبب مىشود كه همه را وارد بهشت كند و بندهء گنهكار به خانوادهء خود بىادبى مىآموزد تا آنجا كه همه را به دوزخ مىفرستد » . « 1 »
در حديثى از امير مؤمنان عليه السلام در غررالحكم مىخوانيم :
« إنَّكُمْ إلى اكْتِسابِ الْأدَبِ أحْوَجَ مِنْكُمْ إلى الْإكْتِسابِ الْفِضَّةِ وَالذَّهَبِ ؛
شما به كسب ادب نيازمندتر از به دست آوردن طلا و نقره هستيد » . « 2 »
در هفتمين نكتهء حكمتآميز مىفرمايد : « هيچ راهبرى همچون توفيق نيست » ؛
( وَلَا قَائِدَ كَالتَّوْفِيقِ )
. « توفيق » در لغت به معناى موافق ساختن و هماهنگ نمودن است كه با معناى عرفى آن كاملًا سازگار است . منظور از « توفيق » در اينجا آماده بودن اسباب براى انجام دادن كارى است مثلا اگر انسان حال خوبى براى دعا پيدا كند و مجلس مناسبى تشكيل شود و خطيب دانشمند و باصفايى آن مجلس را اداره كند ، گفته مىشود توفيق براى دعا حاصل شد . همچنين فراهم شدن اسباب مثلًا براى زيارت بيت الله يا كمك به محرومان يا فرا گرفتن علم و دانش تمام اينها توفيق ناميده مىشود و اگر امام عليه السلام مىفرمايد : بهترين رهبر توفيق است براى آن است كه توفيق ، انسان را به راه حق و مسير اطاعت پروردگار مىكشاند و راهنماى
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 201 ، ح 4 .
( 2 ) . غررالحكم ، ح 5081 .