منظور از عقل همان قوهء ادراك است كه انسان به وسيلهء آن كارهاى دنيا و آخرت خويش را نظام مىبخشد و به يقين ، نتيجهء هر كارى در پايان آن روشن مىشود ؛ آنها كه در فكر عاقبت كارها و نتيجهء نهايى آن هستند ، به يقين از همه عاقلترند .
در حديثى مىخوانيم كه شخصى نزد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تقاضاى اندرزى كرد .
حضرت فرمود : اگر بگويم عمل خواهى كرد ؟ عرض كرد : آرى ! اين سخن ميان او و پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله سه بار تكرار شد و در پايان ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود :
« إنّى أوصيكَ إذا أنْتَ هَمَمْتَ بِأمْرٍ فَتَدَبَّرْ عاقِبَتَهُ فَإنْ يَكُ رُشْداً فَامْضِهِ وَإنْ يَكُ غَيّاً فَانْتَهِ عَنْهُ ؛
من به تو توصيه مىكنم هنگامى كه تصميم گرفتى كارى را انجام دهى در عاقبت آن بينديش . اگر عاقبت نيكى دارد به دنبال آن كار برو و اگر گمراهى و ضلالت است از آن صرف نظر كن » . « 1 »
در چهارمين نكته مىفرمايد : « هيچ شخصيت و بزرگوارى همچون تقوا نيست » ؛
( وَلَا كَرَمَ كَالتَّقْوَى )
. اين سخن برگرفته از قرآن مجيد است كه مىفرمايد : « « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ » ؛ گرامىترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست » .
شخص با تقوا نه تنها نزد خداوند كه نزد خلق خدا نيز گرامى و باشخصيت است ، زيرا از انجام كارهاى زشتى كه شخصيت انسان را در هم مىشكند خوددارى مىكند .
امير مؤمنان عليه السلام فرمود :
« مِفْتاحُ الْكَرَمِ التَّقْوى ؛
پرهيزگارى كليد شخصيت است » . « 2 »
در پنجمين نكته مىفرمايد : « هيچ همنشينى همچون حسن خلق نيست » ؛
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 8 ، ص 150 ، ح 130 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 9 ، ح 65 .