ثانياً ابراز صفات مخفى و پنهان اشكال دارد اما صفات آشكار كه افراد نمونههاى آن را در اين قبايل آشكارا ديده بودند ، بيان آن بىاشكال است ؛ مثلا در طايفهء بنى عبد شمس چهرههايى همچون « ابو سفيان » و فرزندانش و همچون همسر آلوده و زشتكارش « هند » را مىديدند .
سؤال ديگر اينكه در عصر جاهليت ، عرب به افراد قبيلهء خود افتخار مىكردند و حتى كثرت جمعيت خود را به رخ ديگرى مىكشيدند ؛ ولى با ظهور اسلام اين تفاخر به انساب جاهلى از ميان رفت . چگونه امير مؤمنان على عليه السلام در اينجا ويژگىهاى قبايل قريش و برترى بنىهاشم را بيان مىكند ؟
پاسخ آن است كه عرب جاهلى بر ارزشهاى اخلاقى تكيه نمىكرد ، بلكه روى تعداد و كثرت و پارهاى از صفات زشت مانند غارتگر بودن تكيه داشت و اصولًا دفاع از قبيله ، دفاعى بىچون و چرا و بى قيد و شرط و تعصبآميز بود نه براى ارزشهاى اخلاقى آنها . امام عليه السلام نيز در اينجا تكيه بر ويژگىهاى اخلاقى مىكند .
* * * بارالها ! تو را سپاس مىگوييم كه توفيق رحمت فرمودى دوازدهمين جلد شرح نهجالبلاغه مولاى متقيان اميرمؤمنان على عليه السلام را مقارن ايام غدير به پايان رسانديم و از غدير پرفيض كلمات حكيمانهء آن حضرت خود و ديگران را سيراب كرديم .
خداوندا ! توفيق عمل به اين سخنان نورانى را نيز مرحمت فرما و عنايت خود را كامل بگردان . آمين يا رب العالمين
پايان جلد دوازدهم
ذىالحجة 1430 مطابق آذر ماه 1388
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 720
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٢٠