( وَلَا قَرِينَ كَحُسْنِ الْخُلُقِ )
. زيرا حسن خلق جاذبهء عجيبى دارد كه همه را به سوى خود جلب و جذب مىكند . انسانهاى بداخلاق ، از داشتن دوستان صميمى محرومند در حالى كه افراد خوشبرخورد و صاحب حُسن خلق همهء افراد بهدوستى آنها افتخار مىكنند .
در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كه در ذيل كلام حكمتآميز 38 آمد خوانديم :
« حُسْنُ الْخُلْقِ يُثْبِتُ الْمَوَدَّةَ ؛
حسن خلق دوستى و محبت را ريشهدار مىكند و رشتهء دوستى را استوار مىدارد » .
دربارهء حسن خلق در احاديث اسلامى تعبيرات بسيار بلندى آمده و نشان مىدهد گشادهرويى و حسن خلق از مهمترين امورى است كه اسلام بر آن تأكيد دارد .
سپس امام عليه السلام در ششمين نكته مىفرمايد : « هيچ ميراثى همچون ادب نيست » ؛
( وَ لَامِيرَاثَ كَالْأَدَبِ )
. همانگونه كه در ذيل گفتار حكمتآميز 54 كه عين اين عبارت در آنجا تكرار شده بود آورديم ، « ادب » در اصل به معناى دعوت كردن است و از اين رو به سفرهاى كه غذا در آن آماده مىكنند و افراد را به آن دعوت مىكنند « مأدبة » گفته مىشود و از آنجا كه رعايت احترام افراد در گفتار و رفتار و تواضع و استفاده از كلمات توأم با احترام سبب دعوت مردم به سوى انسان مىشود ، مجموعهء اين امور را « ادب » مىنامند و در برابر آن بىادبان كسانى هستند كه نه احترام اشخاص و نه احترام مجالس را رعايت مىكنند و نه سخنان مناسبى در برخورد با اشخاص به كار مىبرند . به همين مناسبت « تأديب » به تعليم و تربيت و ياد دادن آداب اطلاق مىشود . در اصطلاح امروز ، « أدب » و « ادبيات » به مسائل مربوط به قواعد الفاظ گفته مىشود ، اين اصطلاح كه جديد است و قطعاً بعد از زمان امام امير مؤمنان على عليه السلام به وجود آمده و هرچند بعضى از شارحان نهجالبلاغه ادب
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 672
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٧٢