در زندگى به جايى نمىرسد همانگونه كه پيغمبر اكرم فرمود :
« الْأمَلُ رَحْمَةٌ لِامَّتى وَ لَوْ لا الْأمَلُ لَما رَضَعَتْ والِدٌ وَلَدَها وَ لا غَرَسَ غارِسٌ شَجَراً ؛
اميد و آرزو رحمتى است براى امت من و اگر اميد نبود هيچ مادرى فرزندش را شير نمىداد و هيچ باغبانى نهالى نمىكشت » . « 1 »
آنگاه سومين و چهارمين صفات رذيلهاى را كه در حد افراط و تفريط قرار دارند بيان مىكند و مىفرمايد : « هرگاه غضب بر او مستولى شود خشمش فزونى مىگيرد ( و دست به هر كار خلافى مىزند ) و اگر بيش از حد ( از كسى يا چيزى ) راضى شود ( و به آن اطمينان پيدا كند ) جانب احتياط را از دست مىدهد » ؛
( وَإِنْ عَرَضَ لَهُ الْغَضَبُ اشْتَدَّ بِهِ الْغَيْظُ ، وَإِنْ أَسْعَدَهُ الرِّضَى نَسِيَ التَّحَفُّظَ )
. به يقين هم حالت غضب كه سرچشمهء كارهاى نادرست مىشود جنبهء افراط دارد و هم اعتماد بىحساب به افراد و اشخاص كه آن هم سبب مشكلات فراوان مىگردد . حد وسط ميان اين دو رضايت معتدل آميخته با رعايت احتياط است .
سپس حضرت از پنجمين و ششمين رذيلهء اخلاقى كه در طرف افراط و تفريط قرار دارند سخن مىگويد و مىفرمايد : « هرگاه ترس بر او غالب شود احتياطكارى ( افراطى ) او را به خود مشغول مىدارد و هرگاه كار بر او آسان گردد در غفلت و بىخبرى فرو مىرود » ؛
( وَإِنْ غَالَهُ الْخَوْفُ شَغَلَهُ الْحَذَرُ ، وَإِنِ اتَّسَعَ لَهُ الْأَمْرُ اسْتَلَبَتْهُ الْغِرَّةُ )
. علماى اخلاق ترس بجا و معتدل را در برابر عواقب منفى و خطرناك فضيلت مىشمرند . در واقع خداوند آن را سپرى در برابر خطرات در وجود انسان قرار داده تا بىحساب در هر ميدانى وارد نشود و دشمنانى كه در كمين او هستند و خطراتى كه بر سر راه رسيدن به مقصد وى را تهديد مىكنند از نظر دور ندارد ؛ ولى اگر اين حالت جنبهء افراطى به خود بگيرد صفتى رذيله به نام « جُبن » است
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 74 ، ص 175 .