حكمت اشاره به فضايل اخلاقى و اضداد آن اشاره به رذايل اخلاقى است و به اين ترتيب امام قلب انسان را مركزى براى فضايل و رذايل اخلاقى مىشمرد و اينكه مرحوم مغنيه در فى ظلال حكمت را به غير فضايل اخلاقى تفسير كرده كه نتيجهء آن نوعى رذايل محسوب مىشود بسيار خلاف ظاهر است . « 1 »
سپس امام عليه السلام به شرح بخشى از رذايل اخلاقى كه در طرف افراط و تفريط قرار دارند پرداخته به ده نكته در اين زمينه اشاره مىكند :
نخست به سراغ حالت رجاى افراطى و سپس يأس افراطى مىرود و مىفرمايد : « هرگاه آرزوها ( ى افراطى ) در آن ظاهر شود ( حالت طمع به او دست مىدهد و ) طمع او را ذليل و خوار مىكند و هنگامى كه طمع در او به هيجان آمد به دنبال آن حرص ، او را به هلاكت مىكشاند » ؛
( فَإِنْ سَنَحَ لَهُ الرَّجَاءُ أَذَلَّهُ الطَّمَعُ ، وَإِنْ هَاجَ بِهِ الطَّمَعُ أَهْلَكَهُ الْحِرْصُ )
. منظور از « سَنَحَ » از مادهء « سنوح » به معناى عارض شدن است .
منظور از « رجاء » در اينجا اميد افراطى به ديگران داشتن و چشم به اموال و امكانات آنها دوختن است واضح است كه اين اميد افراطى ، او را به طمع ، و طمع ، او را به حرص مىكشاند كه همه از رذايل اخلاقى است .
امام در مقابل آن « يأس افراطى » را مطرح مىكند و مىفرمايد : « و هنگامى كه يأس بر او قالب گردد تأسف او را از پاى در مىآورد » ؛
( وَإِنْ مَلَكَهُ الْيَأْسُ قَتَلَهُ الْأَسَفُ )
. منظور از « يأس » در اينجا نااميدى افراطى در عالم اسباب است كه انسان در صحنههاى علم و تجارت و كسب و كار از موفقيت خود مأيوس باشد ؛ اشخاص مأيوس به يقين در زندگى ضعيف و ناتوان و گاه نابود مىشوند . حد وسط در ميان اميد افراطى و يأس همان حالت اميدوارى معتدل است كه اگر نباشد انسان
هامش
( 1 ) . فى ظلال نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 282 .