تك و تنهاست نه طبلى جلوى او مىنوازند و نه پرچمى بالاى سر اوست . در اين صورت او از خليفهء زمان ما هم پايينتر است .
در عيون الاخبار « ابن قتيبهء دينورى » طبق نقل علّامهء شوشترى آمده است شخص احمقى مىگفت من اسم گرگى كه يوسف را خورد مىدانم ؛ اسمش فلان بود . به او گفتند : يوسف را گرگ نخورد . گفت : پس اين اسم ، اسم همان گرگى است كه يوسف را نخورد . « 1 »
سپس در سومين جمله از اين كلمات نورانى مىفرمايد : « بدترين تنهايى و وحشت خودبينى و خودپسندى است » ؛
( وَأَوْحَشَ الْوَحْشَةِ الْعُجْبُ )
. « وحشت » در لغت هم به معناى تنهايى آمده است و هم به معناى ترس و ناراحتى ناشى از آن و به يقين ، افراد خودبزرگبين دوستان خود را به زودى از دست مىدهند ، زيرا مردم حاضر نيستند زير بار چنين افراد خودبين و خودخواهى بروند و به اين ترتيب در زندگى تنهاى تنها مىمانند .
در حديثى از اميرمؤمنان عليه السلام كه در غررالحكم آمده مىخوانيم :
« آفَةُ اللُّبِّ العُجْبُ ؛
آفت عقل خودبينى و خودپسندى است » . « 2 »
در حديث ديگرى از همان حضرت در همان منبع آمده است :
« إزراءُ الرَّجُلِ عِلَّةَ نَفْسِهِ بُرْهانُ رِزانَةِ عَقْلِهِ وَ عِنْوانُ وُفُورِ فَضْلِهِ وَ إعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ بُرْهانُ نَقْصِهِ وَ عُنْوانُ ضَعْفِ عَقْلِهِ ؛
خوردهگيرى انسان نسبت به خويشتن ( و كارهاى خود ) دليل بر قوت عقل او و گواه فزونى فضل اوست و خودپسندى انسان دليل بر نقص او و گواه ضعف عقل اوست » . « 3 »
سرانجام در چهارمين دستور انسانساز مىفرمايد : « برترين حسب و نسب
هامش
( 1 ) . بهج الصباغه ، ج 13 ص 417 .
( 2 ) . غررالحكم ، ح 848 .
( 3 ) . همان ، ح 4814 .