جبرئيل
« إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَكُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَيْثُ كَانَ ؛
ما ماموريم هر جا كه عقل است با او باشيم . جبرئيل گفت پس به ماموريت خود عمل كنيد و به آسمان رفت » . « 1 »
البته منظور از عقل در اينجا كمال عقل است ، زيرا آدم داراى عقل بود كه در اين گزينش آن را برگزيد .
نقطهء مقابل جملهء اول چيزى است كه امام عليه السلام در دومين جمله از گفتار حكيمانهء خود بيان كرده است . مىفرمايد « بزرگترين فقر حماقت و نادانى است » ؛
( وَأَكْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ )
. زيرا آدم احمق هم آخرت خود را به باد مىدهد و هم دنيايش را . او منافع زودگذر را بر سعادت جاويدانش مقدم مىدارد و لذت ناپايدار را بر سعادت پايدار . به همين دليل روز رستاخيز دستش از حسنات تهى است و پشتش از بار سيئات سنگين . در دنيا نيز بر اثر ندانمكارىها دوستان خود را از دست مىدهد و منافع آنى را بر درآمدهاى آينده مقدم مىشمرد . بخل و تنگنظرى كه لازمهء حماقت است مردم را به او بدبين مىكند و تدبير لازم براى تمشيت امور مادى را از دست مىدهد و به همين دليل فقر عقل باعث فقر در زندگى مادى او نيز مىشود .
يكى از مشكلات مهم كار احمق نيز مشكل بودن درمان اوست ، زيرا او مانند بيمارى است كه نه دارو مىخورد و نه پرهيز مىكند . مطابق آنچه مرحوم مفيد در كتاب اختصاص آورده در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم :
« إنَّ عيسَى بْنَ مَرْيَمَ قالَ : دَاوَيْتُ الْمَرْضَى فَشَفَيْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَأَبْرَأْتُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَالَجْتُ الْمَوْتَى فَأَحْيَيْتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَالَجْتُ الْأَحْمَقَ فَلَمْ أَقْدِرْ عَلَى إِصْلَاحِه ؛
حضرت عيسى بن مريم گفت : من بيماران ( غير قابل علاج ) را مداوا كردم و آنها را به اذن خدا بهبودى بخشيدم . نابيناى مادرزاد و مبتلا به بيمارى برص را به اذن خدا شفا دادم حتى مردگان را به اذن خدا زنده كردم ؛ ولى به سراغ معالجهء احمق
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 10 ، ح 2 .