چنين شرح مىدهد : « عدالت نيز چهار شعبه دارد : فهم دقيق ، علم و دانش عميق ، قضاوت صحيح و روشن و حلم و بردبارى » ؛
( وَالْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ : عَلى غَائِصِ الْفَهْمِ ، وَغَوْرِ الْعِلْمِ ، وَزُهْرَةِ الْحُكْمِ ، وَرَسَاخَةِ الْحِلْمِ )
. در واقع كسى كه بخواهد حكم عادلانهاى كند نخست بايد از قابليت و استعداد شايستهاى در فهم موضوع برخوردار باشد تا هرگونه خطا در تشخيص موضوع موجب خطا در نتيجهء حكم نشود . سپس آگاهى لازم را در ارتباط با حكم پيدا كند و آن را دقيقا منطبق بر موضوع نمايد ، آنگاه حكم نهايى را به طور واضح و روشن و خالى از هرگونه ابهام بيان كند و در اين مسير ، موانع را با حلم و بردبارى بر طرف سازد .
گرچه فهم به معناى مطلق دانستن و پى بردن به حقيقت است و با علم چندان تفاوتى ندارد ؛ ولى چون در اينجا در مقابل علم قرار گرفته مناسب است كه فهم ناظر به موضوع و علم ناظر به حكم باشد .
چه بسا ممكن است ارباب دعوا با سخنان خشن و حركات ناموزون و اصرارهاى بىجا ، روح قاضى را آزرده سازند . حلم و بردبارى راسخ او نبايد اجازه دهد اين گونه امور در روحش اثر بگذارد و كمترين تغييرى در حكم ايجاد كند .
اينها امورى است كه امام عليه السلام در عهدنامهء مالك اشتر دربارهء قضاوت ، با اضافاتى به آن اشاره كرده مىفرمايد :
« ثُمَّ اخْتَرْ لِلْحُكْمِ بَيْنَ النَّاسِ أَفْضَلَ رَعِيَّتِكَ فِي نَفْسِكَ مِمَّنْ لَاتَضِيقُ بِهِ الْأُمُورُ وَلَا تُمَحِّكُهُ الْخُصُومُ وَلَا يَتَمَادَى فِي الزَّلَّةِ وَلَا يَحْصَرُ مِنَ الْفَيْءِ إِلَى الْحَقِّ إِذَا عَرَفَهُ وَلَا تُشْرِفُ نَفْسُهُ عَلَى طَمَعٍ وَلَا يَكْتَفِي بِأَدْنَى فَهْمٍ دُونَ أَقْصَاهُ وَأَوْقَفَهُمْ فِي الشُّبُهَاتِ وَآخَذَهُمْ بِالْحُجَجِ وَأَقَلَّهُمْ تَبَرُّماً بِمُرَاجَعَةِ الْخَصْمِ وَأَصْبَرَهُمْ عَلَى تَكَشُّفِ الْأُمُورِ وَأَصْرَمَهُمْ عِنْدَ اتِّضَاحِ الْحُكْمِ مِمَّنْ لَا يَزْدَهِيهِ إِطْرَاءٌ وَلَا يَسْتَمِيلُهُ إِغْرَاءٌ وَ أُولَئِكَ قَلِيلٌ ؛
سپس از ميان رعاياى خود
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩٩