جهان هستى ببيند سپس با انديشهء عميق رابطهء آن را با مبدأ آفرينش قادر و حكيم درك كند آنگاه از حوادث تاريخى عبرت بگيرد و خدا را از لابهلاى آن بشناسد و پس از آن بر آنچه از پيشنيان صالح و عالم به دست آمده مرور كند و علوم آنها را به علم خود بيفزايد تا يك خداشناس كامل گردد . همچنين در مورد خودسازى و عوامل تقرب به پروردگار .
آنگاه امام عليه السلام ميوههاى هر يك از اين شاخههاى چهارگانه را بيان مىكند و مىفرمايد : « كسى كه بينايى هوشمندانه داشته باشد حكمت و دقايق امور براى او روشن مىشود و كسى كه دقايق امور براى او روشن شود عبرت فرا مىگيرد و كسى كه درس عبرت گيرد چنان است كه گويا هميشه با گذشتگان بوده است » ؛
( فَمَنْ تَبَصَّرَ فِي الْفِطْنَةِ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ ؛ وَمَنْ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ ؛ وَمَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ فِي الْأَوَّلِينَ )
. « 1 »
از آنچه گفته شد روشن مىشود كه يك پايهء مهم ايمان ، بر يقينِ حاصل از علم استوار است ؛ علومى كه از مبدأهاى متعدد سرچشمه مىگيرد و روح را سيراب مىكند و اعتقادِ انسان را به مبدأ و معاد محكم مىسازد و آثارش در اخلاق و عمل ظاهر مىگردد .
پايهء سومِ ايمان : عدل
سپس امام عليه السلام به سراغ شاخهء هاى عدالت مىرود و شاخههاى اين پايهء مهم را
هامش
( 1 ) . از بسيارى از نسخههاى اين حديث شريف استفاده مىشود كه در كلام مرحوم سيّد رضى سقط و حذفى وارد شده و صحيح آن چنين بوده است : « وَمَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ عَرَفَ السُّنَّةَ وَمَنْ عَرَفَ السُّنَّةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ مَعَ الْأَوَّلِين » كه ترجمهء آن چنين مىشود : آن كس كه درس عبرت بياموزد بر سنتها آگاهى پيدا مىكند و كسى كه سنتهاى پيشينيان را فرا گيرد ( و از تجربيات آنها استفاده كند ) گويا هميشه در ميان آنها و با آنها بوده است . ( كافى ، ج 2 ، ص 51 ، ح 1 ) .
از جمله امورى كه گواهى مىدهد عبارت مرحوم سيّد رضى سقط و حذفى دارد اين است كه مطابق نقل او يقين سه شاخه پيدا مىكند در حالى كه تمام پايههاى چهارگانهء ايمان هر كدام داراى چهار شاخه است .