تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
حكم عالم آفاق و انفس را بيان كرده است و چون بناى اين رساله بر اختصار است ، لهذا ما به ذكر آنها متعرّض نشديم . دليل سوّم - آنست كه شكّى نيست كه هر عالمى اشرف از جاهل است و جناب الهى بايد در همهء صفات ، اشرف از همهء موجودات باشد . و اين دليلى است كه جارى است در اثبات جميع صفات ثبوتيّه ، زيرا كه جميع صفات ثبوتيّه ، اشرفند از نقايض آنها ؛ پس بايد جناب احدّيت متّصف به صفتى باشد كه اشرف است ، بلكه نقايض آنها نقص‌اند ، زيرا كه جهل نقيض علم است ، نقص است و عجز كه نقيض قدرت است ، نقص است و حدوث كه نقيض قدم است ، نقص است و خداى تعالى از نقص منزّه است . پس به اين دليل جميع صفات ثبوتيّه را مىتوان اثبات نمود . دليل چهارم - آنست كه جناب الهى علوم همهء علماء را به ايشان افاضه نموده است و كسى كه بخشندهء همهء علوم باشد نمىتواند شد كه خود عالم نباشد . دليل پنجم - آنست كه جناب الهى « مجرّد » است و مجرّد ، عالم به همهء اشياء است و همهء اشياء در پيش او حاضر است . و توضيح اين كلام آنست كه مجرّد آنست كه از مادّيات برى باشد و از قبيل اجسام و اعراض نباشد . و مجرّد محض آنست كه هيچ تعلّق و احتياجى به ماديّات نداشته باشد و عالم او ، دخل به عالم افلاك و عناصر ندارد . و هر چه مجرّد محض باشد ، محيط به هر چيز است و همهء چيزها در نزد او حاضر و ظاهر است . و دليل بر اين مطلب آنست كه نفس انسان كه تعبير از او به « روح » مىشود و حقيقت انسان اوست ، مجرّد است ؛ امّا چون تعلّق بر بدن دارد به اين جهت مجرّد محض نيست ؛ امّا هر چند تجرّد او بيشتر مىشود و علاقه او از بدن كمتر مىشود علم او زيادتر مىشود ، زيرا كه هر كسى بر او معلوم است كه هر چند اشتغال او كمتر باشد و دل او كمتر مشغول به امور متفرّقهء دنيويّه باشد بيشتر چيزها بر او معلوم مىشود ؛ يا اينكه اگر كسى بالكليّه قطع علاقه از دنيا و بدن بكند ، علوم بسيار بر او منكشف مىشود . و كسى كه در بعضى از سحرها ، مشغول به مناجات شود و دل او