تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
[ وجه دوّم - ] « قادر » آنست كه بر هر چيزى قدرت داشته باشد و از كردن هر چيزى عاجز نباشد . پس هرگاه اطلاق « قادر » را بر خدا به اين معنى بكنند ، غرض آنست كه خدا بر هر چيزى قدرت دارد و در آن واحد مىتواند صد هزار مثل اين عالم را ايجاد كند و هرچه را ايجاد نكرده است به اعتبار عدم مصلحت بوده است

[ صفت دوّم ]

آنست كه جناب اقدس الهى « قديم » و « ازلى » و « ابدى » است . يعنى : هميشه بوده است و هميشه خواهد بود و هرگز فنا عارض ذات مقدّس او نمىشود . و دليل بر اين مطلب آنست كه در اثبات صانع دانستى كه صانع عالم بايد واجب الوجود باشد كه وجود او هميشه باقى و ثابت باشد ، كه اگر در وقتى نباشد و بعد از آن حادث شود ، محتاج خواهد بود به غيرى كه او را ايجاد كند ، پس واجب الوجود ، صانع نخواهد بود . و همچنين اگر بعد از اين هم فانى شود باز واجب الوجود نخواهد بود و ديگرى او را فانى كرده خواهد بود .
هامش
و در مقام اعتقاد بايد به آنچه ارباب شريعت رفته‌اند قائل شد ، كه بهتر آشنا به مذاق شرعند ، و محقّق لاهيجى ( ره ) در « گوهر مراد » فرموده : « و در احاديث ائمهء معصومين - صلوات اللّه عليهم اجمعين - تصريحى به احد الوجهين نيست ، بلكه مفهوم از آن معنيى است كه سبب احتياج به صانع باشد و بس ؛ غايتش علما و متكلّمين از قدما و متأخّرين متفق‌اند در حدوث زمانى و نفى قدم زمانى » . و علامهء مجلسى ( ره ) در رسالهء « اعتقادات » فرموده : « لا بدّ است بايد معتقد شد كه عالم يعنى جميع ما سوى اللّه تعالى ، حادث است به اين معنى كه زمانهاى وجود عالم ممتد مىشود و منتهى مىگردد در جانب ازل و اول به حدّى و غايتى ، و در آنجا بريده مىشود ، نه بطورى و معنىاى كه ملاحده ( بيرون روندگان از دين ) آن را تأويل مىكنند ، يعنى به حدوث ذاتى ؛ زيرا بر معنىاى كه ما ذكر كرديم همه مليّين اجماع دارند و اخبار و احاديث به آن بسيار و متواتر است ؛ و قائل شدن بر قديم بودن عالم يعنى به حسب زمان و اعتقاد به عقول قديمه و هيولاى قديمه ، چنان كه بعض حكما مىگويند ، كفر است » .
انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 74 | ملا محمد مهدي النراقي