تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

[ صفت سوّم ]

آنست كه خداى تعالى عالم است به همهء مخلوقات و صفات و حالات آنها ؛ و داناست به همهء خفاياى امور از گذشته و آينده و به عدد ذرّات هوا و به مقادير ارض و سماء و مثاقيل كوهها و قطرات بارانها و درياها ؛ و داناست به ضماير بندگان و سرائر آنها و به عدد همهء نفسهاى هر جنبنده‌اى از حيوان و انسان و غير اين از آنچه موجود است از مخلوقات ، و بر اين مطلب شش دليل است : دليل اوّل - اينكه ثابت شد كه همهء موجودات مخلوق اويند و او همهء آنها را به قدرت و اختيار ايجاد كرده است ، نه بر سبيل الجاء و اضطرار . و هر خالقى كه مخلوق خود را به قدرت و اختيار ايجاد كرده باشد ، البتّه علم به آن مخلوق دارد ؛ همچنانكه خود در قرآن مجيد اشاره به آن نموده است :
« أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ »
. « 5 » يعنى : آيا نمىداند امور را كسى كه خود همهء آنها را خلق كرده است و از ظلمت‌آباد عدم و نيستى ، آنها را به عرصهء فسيح الارض وجود و هستى آورده است و اوست صاحب لطف كامل و دانا به همهء امور . دليل دوّم - آنست كه هر كه تأمّل كند در حكمتها و مصلحتهائى كه در مخلوقات الهى است و تدبّر كند و به نظر ظاهر و باطن مشاهده نمايد كه هر يك از موجودات عالم مشتمل است بر حكمتهاى غريبه و مصلحتهاى عجيبه ؛ مىداند كه خالق آنها دانا بوده است به آنها كه همه را در نهايت حكمت و مصلحت ايجاد كرده است و جميع را در غايت اتقان و استحكام خلق كرده است . و اگر دانا به آنها و احوال آنها نمىبود ، بايستى فعل او موافق حكمت و مصلحت نباشد ، بلكه به هر نحو اتّفاق افتد آنها را خلق كند . مثلا : يكى از مخلوقات او انسان است و خلقت بدن او مشتمل است بر حكمت و مصلحتى چند كه عقول عقلاء و فهوم حكماء از شمردن آنها عاجز و قاصرند . مثلا : خالق انسان از براى انسان دو چشم در پيش روى او خلق كرده است ، و شكّى نيست كه غرض خالق از خلق كردن اين دو
هامش
( 5 ) . سوره ملك 67 / 14 .