تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩

[ صفت پنجم ]

آنست كه خداى تعالى « مريد » است ، يعنى : آنچه مىكند به اراده مىكند . بدان كه « اراده » عبارت است از قصدى كه حاصل مىشود در فاعل ، بعد از تصوّر مصلحت يا مفسده‌اى و آن قصد را « عزم » و « اجماع » هم مىگويند . و فرق ميان « اراده » و « اختيار » آنست كه : « اختيار » عبارتست از اينكه فاعل به يك طرف از كردن و يا نكردن ميل داشته باشد ؛ و « اراده » آنست كه فاعل قصد كند كه آن طرفى را كه ميل دارد ، به عمل آورد . و فرق ميان « اراده » و « مشيّت » اينست كه : « مشيّت » امريست كلّى كه عبارتست از خواستن ، مطلقا ؛ و « اراده » امريست جزئى كه قصد كردن به فعل خاص يا ترك خاص باشد . و مشيّت پيش از اراده مىباشد ، زيرا كه خواستن فعل يا ترك ، مقدّم است بر قصد كردن كه آن فعل را بكند . و آنچه مذكور شد از معنى اراده و فرق آن با اختيار و مشيّت در اراده و اختيار و مشيّت بندگانست ؛ اما ارادهء خدا : جمعى بر آنند كه عبارتست از قصد مطلق . يعنى : خدا در ازل و ابد قصد داشت كه در هر وقتى از اوقات ، فلان امر را ايجاد كند و همان وقت آن امر ايجاد مىشود و احتياج به قصد ديگر ندارد و اين صفتى است ازلى كه عين ذاتست و در اين صورت « مشيّت » و « اراده » و « اختيار » در خدا يك چيز خواهد بود . و حكماء و جمعى از متكلّمين اماميّه گفته‌اند كه ارادهء خدا عبارتست از « علم به اصلح » و آن عين ذات است و از صفات ذاتست و در آن تغيّرى و تبدّلى نيست . يعنى : خدا در ازل و ابد جميعا عالم است به اينكه در هر وقت از اوقات كه مصلحت در آن است كه فلان چيز ايجاد شود و فلان امر صادر شود ، در آن وقت به سبب آن علم ، آن چيز ايجاد مىشود و احتياج به امر ديگر ندارد . و اين علم به مصلحت هميشه به يك نحو است و حدوث و تغيّرى و تبدّلى در آن نيست . بلى ، بعد از خلق شدن مخلوقات ، نسبتى حاصل مىشود ميان « مريد » كه خدا باشد و « مراد » كه مخلوقات باشند و آن نسبت امريست كه اعتباريست و