تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
چشم آنست كه انسان با آنها چيزى ببيند ، تا امور خود را منتظم كند و دفع اذيّت از خود كند . و هر يك آن دو چشم هم مشتمل بر حكم و مصالح غريبه و عجيبه هستند . و دو سوراخ در بينى او خلق كرده است و شكّى نيست كه غرض او آنست كه به آن دو سوراخ استشمام بويها را بكند . و دو سوراخ در گوش او خلق كرده است و شكّى نيست كه غرض خالق از خلقت اين دو سوراخ آنست كه انسان از اين دو سوراخ صداها را بشنود . و همچنين ساير سوراخها كه در بدن انسان است ، هر يك را براى مصلحتى خلق كرده است . و در انسان دو قسم از رگ ، خلق كرده است : يك قسم آنست كه حركت مىكند و آن را « شرائين » مىگويند ؛ و يك قسم ديگر ساكن است و حركت نمىكند و او را « آورده » مىگويند . و قسم اوّل را كه حركت مىكند ، مركّب است از دو پوست كه بر روى يكديگرند و قسم دوّم از يك پوست مخلوق است . و شكّى نيست كه صانع حكيم ، قسم اوّل را از دو پوست خلق كرده است باعتبار اينكه محكم‌تر باشد تا به سبب حركت ، آفتى به او نرسد . و دل انسان را از گوشتى خلق كرده است بسيار غليظ و محكم و شكّى نيست كه چون دل باعث حيات انسان است و اگر اندك آفتى به آن برسد انسان هلاك مىشود و لهذا آن را به اين نحو خلقت كرده است تا از همهء آفتها محفوظ باشد . و هرگاه غرض خالق از اين نحو خلقت ، اين حكمتها و مصلحتها بوده است ، پس بايد دانا به آنها باشد ، پس علم او ثابت شد . و حكمتها و مصلحتهايى كه در بدن انسان است حدّ و حصر ندارد ، لهذا علماء اوايل و اواخر ، و حكماء اولى الفضائل ، در باب تشريح بدن انسان و حكمتهاى آن ، كتب و مصنّفات ساخته‌اند و زبر و مؤلّفات پرداخته‌اند و مع ذلك به عشرى از اعشار و به اندكى از بسيار و يكى از هزار آن پى نبرده‌اند . و هرگاه حكمتها و مصلحتهاى بدن انسان كه مخلوق ضعيفى است به اين حدّ باشد ، پس معلوم است كه حكمتها و مصلحتهاى ساير مخلوقات به چه نحو خواهد بود . و رئيس الحكماء شيخ ابو على سينا در كتاب مبدء و معاد بعضى از مصالح و