تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
- الحمد اللّه - امروز بر روى زمين باقى نمانده‌اند . طايفهء دوّم - از منكرين صانع ملاحدهء تناسخيه‌اند كه ايشان را « نقطويه » مىگويند . و ايشان هر يك خود را خدا مىداند و هيچ يك از اين طايفه هم امروز بر روى زمين نيست . و اين طايفه و طايفه اوّل را هيچ دليلى نيست و سخنان هرزه چند مىگويند و علاج اين طايفه را شمشير مىكند . طايفه سوّم - از منكرين صانع دهريه‌اند كه مىگويند مبدء اشياء « دهر » است كه عبارت از طبيعت باشد . « 13 » يعنى مىگويند طبيعت اين زمين اين است كه تخم را سبز كند و طبيعت نطفه اين است كه در رحم قرار بگيرد ، انسان شود . و همچنين اين طايفه هم سخنان هرزه‌اى چند مىگويند . و همهء دليلهائى كه مذكور شد ردّ كلام آنها را مىكند و هرگاه دليلى بر آنها اقامه شود عاجز مىشوند ،
هامش
نسخ خوب ، طبع ايران و در تهران چاپ شده ، عبارت به اين گونه است : « اين فرقه را لا دية گويند » . و شكى نيست كه آن غلط و صحيح « لا ادريه » است كه از فرق سوفسطائيه مىباشد . و سوفسطائيه منسوبند به مردى كه نام او « سوفسطا » بوده است . رجوع شود به كتاب « تلبيس ابليس » ، ابن جوزى و هامش آن ، ص 39 ، ط مصر ، به سال 1347 هجرى ؛ و كتاب « كشاف اصطلاحات الفنون » ، تهانوى ج 1 ، ص 666 . سوفيست يعنى دانشمند و كلمهء سوفسطائى كه شايد صحيحش سوفسطى باشد از كلمهء « سوفيست » تعريف شده ولى بعدها اين كلمه را به كليهء كسانى گفتند كه به هيچ اصل ثابت علمى پاىبند نباشد ، و اين مسلك را سوفيسم نامند ؛ رجوع شود به « اصول فلسفه و روش رئاليسم » ، ج 1 ، ص 21 ، پاورقى ؛ و « الحور العين » ، ص 139 . ( 13 ) . در اين اواخر ، طبيعيين در دنيا در مقابل الهيين طغيان فراوان كرده‌اند و جمعى از آنها نظريهء داروين انگليسى را دست آويز كرده و هياهوى شديد برپا نمودند ، در صورتى كه نظريهء وى ربطى با مرام آنها نداشت ، ولى اخيرا بطلان نظريهء داروين دربارهء انسان بر دانشمندان دنيا واضح گشت و محقّق شد كه انسان ميليونها سال قبل از ميمون در دنيا وجود داشته است . بعضى از دانشمندان كشف كرده‌اند كه انسان يك ميليون سال قبل در دنيا بوده ، در صورتى كه ميمون 700 هزار سال قبل بوده و اخيرا نيز دانشمندان ديگر كشف نموده‌اند كه بشر چهارده ميليون سال پيش بوجود آمده است ؛ رجوع شود به مجلهء « دانشمند » ، ص 60 ، شماره 10 ، سال 1349 شمسى . و اگر اقوامى در اين عصر باشند كه انكار صانع كنند ، البته انكارشان انكار سياسى است ، گرچه خودشان بر اين امر تصريح و اعتراف ننمايند ولى از مرام سياسى آنها معلوم است ، و هر چه طبيعيين گويند از مرحلهء ظنّ خارج نشده و برهانى و يقين‌آور نيست :إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ .