نمىتوانند جواب گفت و مع ذلك از عقيدهء باطلهء خود بر نمىگردند . همچنانكه مذكور مىشود كه بعضى از اين طايفه در حوالى شام مىباشند و هرگاه دليلى از ايشان بپرسند بر حقيقت اعتقاد خود مىگويند ما دليلى نداريم ، و هرگاه دليل اثبات صانع بر ايشان اقامه شود عاجز مىشوند و در جواب هيچ نتوانند گفت .
و فى الحقيقه اين جماعت دهريه قائل به مبدء و صانع هستند ليكن در صفات اشتباهى كردهاند و از اين جهت از زبان وحى ترجمان شريعت وارد شده است كه : « لا تسبّوا الدّهر فانّ الدّهر هو اللّه » « 14 » ، يعنى مذمّت دهر مكنيد كه دهر خداست .
و مراد اين است كه جماعت دهريّه صانع اشياء را دهر مىگويند و ما او را خدا مىگوئيم و هر دو يك چيز است مگر آنكه ايشان در صفات او غلط كردهاند و اين معنى بهترين معنيهاست كه علماء ما در توجيه اين حديث گفتهاند .
و از آنچه ما ذكر كرديم معلوم شد كه منكر صانع هيچكس نيست مگر كسى كه اعتناء به شأن او نيست و هرگاه جميع فرق و امم و همهء عقلاء بنى آدم بر امرى اتفاق كنند يقين حاصل مىشود كه بايد دليل آن امر ظاهر باشد و آن امر حق باشد .
دليل هفتم :
آن است كه همهء مردم از فرق متخالفه و طوايف متباينه هرگاه در ورطهاى بيفتند و در مهلكهاى واقع شوند ، به نحوى كه ملجأ و مضطر شوند و دست ايشان از همه جا كوتاه شود ، بىفكر و اختيار از روى الجاء و اضطرار پناه به كسى مىبرند كه صانع ايشان است .
و تحقيق كلام در اين مقام آن است كه شك و شبههاى نيست كه ذات الهى از آن برتر و بالاتر و حقيقت واجبى از آن عالىتر و والاتر است كه كنه او معلوم احدى از علماء اوايل و اواخر و عرفاء اولى المفاخر تواند شد ، بلكه غايت
هامش
( 14 ) . حديث را سيد علم الهدى ( قدس سرّه ) از رسول الله - صلى اللّه عليه و آله - مرسلا نقل كرده است و بعد توجيهاتى بر آن ذكر فرموده است ؛ رجوع شود به كتاب « مصابيح الانوار » ، سيد شبّر ( ره ) ، ج 2 ، ص 29 ، ط نجف .