كه ممكن نباشد ، زيرا كه ممكن البّته محتاج به غير خود است ، همچنان كه دانسته شد . پس البّته اين مجموع محتاج خواهند بود در وجود به موجودى كه بيرون از آن باشد و آن موجود هم كه خارج است نمىتواند كه ممكن باشد ، زيرا كه ما هر چه اطلاق ممكن بر آن مىشد همه را فرض كرديم كه داخل در سلسلهء ممكنات باشد ، پس اين موجود خارج ، واجب الوجود خواهد بود كه وجود مجموع سلسله ممكنات مستند به ذات اقدس اوست و هو المطلوب .
و فرق ميان اين دليل و دليل سابق اين است كه در دليل سابق پاى « دور » و « تسلسل » به ميان مىآمد و در اينجا نمىآيد .
دليل چهارم :
دليلى است كه از بهمنيار « 9 » است و آن از شاگردان شيخ ابو على سينا است .
و آن دليل اين است كه هرگاه - العياذ بالله - واجب الوجودى نباشد لازم مىآيد كه هيچ خلق و ايجاد در خارج متحقّق نشود ، زيرا كه « ممكن » خود در موجود شدن محتاج به ديگرى است و با وجود اين چگونه مىتواند ديگرى را ايجاد كند .
ذات نايافته از هستىبخش * كى تواند كه شود هستىبخش
ليكن ما مىبينيم كه موجودات بىحدّ و حصر ايجاد شدهاند و در هر ساعتى مخلوقات بسيار و موجودات بىشمار به خلعت ايجاد و هستى مخلّع و سرافراز مىشوند ، پس ناچار بايد واجب الوجودى باشد كه خلعت هر موجودى و فيضان هر فيض وجودى از ذات مقدّس او باشد .
دليل پنجم :
معجزات و كرامات انبياء و اولياء است . زيرا كه عقل حكم مىكند كه اين امور غريبه كه از پيغمبران و امامان صادر شده است ، از قبيل اژدها شدن عصا و
هامش
( 9 ) . بهمنيار بن مرزبان آذربايجانى ، كنيهاش « ابو الحسن » معروف به « ابن مرزبان » است . نخست در كيش كهنه و پوسيدهء مجوسى بود و به شرف اسلام مشرّف شد . از مشاهير حكماء و فلاسفه و از اعيان شاگردان شيخ ابو على سينا است . تأليفات دارد و در سال 458 هجرى درگذشت . استعداد و فطانت و حسن قريحهاى زياد داشته و حكايتى در اين باره در ترجمهء وى نقل شده كه توجه ابو على سينا را به وى جلب كرده ؛ رجوع شود به « ريحانة الادب » ، استادنا العلامه المدرس ( ره ) ، ج 8 ، ص 201 ، ط دوم تبريز .